صفحه نخست    l    تماس با مدیر    l    نسخه موبایل    RSS    l   
درباره وبلاگ



آبی تر از آسمان بود و پاک تر از باران .دستش را به آسمان می برد و ستاره ها را در سفره خالی ما می نشاند . بهار را به تساوی تقسیم می کرد و سهم خود را به آنکه محتاج تر بود می بخشید.کبوتر از دست او دانه می چید و ماه از روی او روشنی می گرفت . نخل تنهایی اش را می شناخت . چاه زمزمه اش را می شنید و غدیر آن آبگیر زخمی حیران بردباری اش بود .غم و غریبی و غربت ، اشک و آه او را همدم می شدند و از کوفه تا کربلا عشق بود که می کاشتند . نماز به تلاوت او می بالید و او به تلاوت نماز . اخمهایش را باز می کرد و آدم شعر بهشت را می سرود . او ساده بود به رنگ صبح و مرد بود به رنگ خدا. آری او علی ، ماه ولاء بود .

کودکانه ی غدیر
معرفی کتاب

هدف اصلی کتاب ، شناخت قرآن با غدیر و غدیر با قرآن است . نویسنده کوشیده است که در 1500 صفحه و در سه مجلد، این شناخت دوسویه قرآن و غدیر را در شش بخش توضیح دهد . بخش اول به آیات نازل شده در سراسر واقعه غدیر از مدینه تا مدینه اختصاص دارد که اقدامات پیامبر (ص) را از یک سو ، و اقدامات منافقین را از سوی دیگر در بر می گیرد ...

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
دوشنبه 6 خرداد 1398 :: نویسنده : مستور
کعبه را بدین گریانی، چشمی ندیده است.

«سعی»، از «صفا» افتاده است.

«زمزم» نمی جوشد.

پروازِ معرفت، در «مشعر» و «مِنی» اوج نمی گیرد.

مدینه به دلداری کوفه نمی آید و همه جا بیت الاحزان علوی است.

امروز، عدالت را گلویی حق گو گم شده است و حقیقت را از مدار خود دور کرده اند.

گل های معرفت و مهربانی، یک یک پژمردگی را رودررویند و آواز کبوترهای حرم چه حُزنی دارد.

ذوالفقار، از جهاد، غمگین باز می گردد و محراب و منبر دیگر نمی گریانند، بلکه می گریند.

آیا آسمان، عهدی را که با زمین بسته بود، از یاد برده است؟

آسمان را با زمین پیمانی بود که هرگز سایه از او بر نگیرد و هماره او را در پناه خود دارد.

این گریستن ها را پایانی نیست؟

این «دریغا» گفتن ها را آرامگه کجاست؟

علی آن آموزگار سروری، بر سر و روی اهل زمین، دیگر نمی تابد و خورشید حقیقت خود را به پشت ابرهای دنیا کوچانده است.

فریاد از این همه جفا که بر سعی و صفا می رود!

زمین و زمان بگریند بر زمزمه های قلب زمزم.

کعبه از این بیش خود را نیاراید و سیه جامه بر تن کند که اقبالِ دوران را قبله های اموی به خود خوانده است.

او را از خاکیان، قدمی چند دور کردند و کلید خانه او را به بال افلاکیان بستند؛ امّا تا همیشه زمان، خاک و افلاک وامدار پاکی اوست.


منبع : مجله اشارات زمستان سال 1379 ، شماره 15.



نوع مطلب : مناسبت ها، 
برچسب ها : امام علی(ع)، شهادت، عدالت علوی، کعبه، ذوالفقار علی،
چهارشنبه 5 اسفند 1394 :: نویسنده : مستور
یا علی! واژه ها با تو تفسیر می شوند، و این تویی که به همه واژگان معنا می بخشی.

یا علی! وقتی از «کعبه » سخن گفته می شود، تو در ذهن آیی و ناگزیر در یادها خطور می کند: «علی، مولود کعبه » و «کعبه زادگاه علی ».

یا علی! دوستان و دشمنان هر کدام با نام تو برخود می لرزند، چون تو جامع اضدادی.

یا علی! کعبه به خود می بالد که مولودی چون تو از پرده اندرون آن زاده شد و بس. و این افتخار در فراسوی مباهاتی است که بر کعبه متظاهر است.

یا علی! پهلوان در گود زورخانه با نام تو پنجه در پنجه حریف می اندازد و از تو مدد می جوید و قهرمان در میدان نبرد تا «یا علی » نگفته است به نماز نمی ایستد و زاهدان تا نام تو را بر زبان جاری نکرده اند سر بر سجاده حضرت دوست نسایند.

یا علی! قیام قائمان از قیومیت نام تو است، و قعود قاعدان از قائمیت تو امنیت می یابد.

یا علی! جاذبه تو چنان است که «دست بریده » افتخار می کند که مولای عدالت، «انگشت رذالت » از دستش بریده است. (1)

ادامه مطلب...


نوع مطلب : متن ادبی، 
برچسب ها : عمرو بن عبدود، کعبه، پیامبر اکرم صلی‌ الله ‌علیه‌ و‌ آله، علی علیه‌ السلام، حارالانوار،




امکانات وب


این نوا را در وبلاگ خود پخش کنید:

جشنواره رسانه های علوی
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic