تبلیغات |
پیوندهای روزانه
پیوندها
سنگریزه ها سیاه،
آسمان کبود، دستهای مهربان کبود، در سیاه، سوخته، مثل سینه زمینیان، آسمان. پهلوی زمان شکسته است. حق دارد آسمان اگر زانو بزند این همه غم را. سکوت، غم بزرگی است که گلوی پرنده ها را می فشارد. بعد از تو، حق دارند اگر نخوانند. بعد از تو، رد پاها به کدام سو میروند؛ وقتی مدفنت، مشام هیچ نسیمی را معطر نمیکند؟ مبادا که بیراهه ها، نشان تو را دوباره بخواهند از همه صراط های مستقیم، پنهان کنند! کاش نشانه ای به قاصدکها میدادی! کاش...! نوع مطلب : دلگویه، پنجشنبه 24 فروردین 1391
با من بگو، از فضایِ مه آلود ذهن من تا هوای بارانیِ چشمهای تو چقدر فاصله است؟ تو فریاد و سکوت را در هم آمیختی تا کلام را به معراج رسانی. زمین تنها یک بار عدالتِ مجسّم را به چشم خویش دید و آن تو بودی. نامت را که بر زبان میرانم، زبانم شکوفه پوش می شود. تو را که مینویسم، عشق از سَر انگشتانم جوانه میزند. نام تو نیلوفرانه میپیچد در فضایِ ذهنم. میخواهم تا تو بال بگیرم. میخواهم از تو سرشار شوم. ردِّ نسیم را که میگیرم، به عطر ردای تو میرسم. هر جا که نام تو را میبرم، بوی بهار، میپیچد در ذهن خاک خورده تاریخ. صدایِ عدالت تو، تا همیشه، فریادی خواهد بود در گوشِ رذالتهای خاک. مولا! میشود به تو برسم و خویشتن را در پناه لبخندت زنده کنم؟ نوع مطلب : دلگویه، سه شنبه 16 اسفند 1390
اما عشق ، حضرت ابوالشهداء حسین بن علی (ع) را عصر خاصی که سهل است تما تاریخ نیز تنگ وکوچک است ، اوابر مردی بود که غریب زیست وغریبانه نیز شهید شد وهنوز هم که هنوز است تاریخ حق اورا اداء نکرده است.او اززمین وزمان بزرگ تر بود نه تنها از عصر و روزگارش جلوتر می رفت ؛ بکله از فردا های دوردست نیز فراتر بود ، حسین (ع) حتی درزمان رسول اسلام (ص) نیز غریب بود وبا رحلت آن حضرت این غربت صد چندان شد . چند صباحی از رحلت جانگداز جدش نگذشته بودکه مادرش صدیقه طاهره (س) شهید شد و حسین (ع) که آن روزها کودکی ۸-۷ ساله بود داغ مادر دلش را گداخت وپس از مادر ، امام حسین (ع) وبرادر بزرگوارش امام حسن (ع) تنها کسانی بودند که ازقعر غربت علی (ع) آگاه بودند واین غربت همچنان ادامه داشت تا آنجا که تاریخ تحمل علی آن عدل مجسم وکمال مصمم را تاب نیاورد ودرمحراب محبت غرق درخونش کرد وبه این هم بسنده نکرد ، امام حسن آن ‹‹ کوثر مهدور ››(1) را نیز شهید کرد اینجا بود که غربت امام حسین (ع) به اوج خود رسید ولی امام (ع) خم به ابرو نیاورد وباتوکل به خدا این غربت بزرگ را نیز بیش از ده سال تحمل کرد .آری حسین علیه السلام همیشه غریب بود زیرا که بزرگتر اززمان وفراتر از تاریخ بود واین همان درد بزرگی است که همیشه گریبان گیر نوابغ روزگار و ابر مرد ان تاریخ بوده است ، امام علی (ع) دومین شخصبت بزرگ عالم انسانیت ازاین غربت چنین می نالید وخطاب به مردم ، مردمی که اکثریت قریب به اتفاق انسانها را تشکیل می دهند ، می فرمود : انی اریدکم الله وأنتم تریدوننی لأنفسکم ، مردم ! من شما رابرای خدا می خواهم ودوست دارم شما راتاخدا پیش ببرم ولی شما مرا برای خود می طلبید ومی خو اهید تا حضیض ذلت به زیر بکشید ، اما هیهات … (2) الناس عبید الدنیا والدین لعق علی ألسنتهم یحوطونه ما درت متائشهم ، فإذا محصول با لبلإ قل الدیانون.(3)مردم دربند دنیا وبرده درهم ودینارند ودین چیزی جزلقلقه زبانشان نیست ، بادین تا آنجا هستند که بتوانند دنیایشان را بچرخانند وزمانی که هنگامه امتحان وابتلاء پیش آید ، دینداران خیلی اندک می شوند . بلای بزرگ آن حضرت چیزی جز غربت اونبود ، امام علیه السلام چنان غریب بودکه بزرگانی چون ابن عباس و… نیز اورا درک نمی کردند ودرمقام نصیحت برمی آمدند که یا حسین این راه را مرو! که کشته می شوی وامام به هریک از آنها جوابی که درخور شأنشان باشد می داد وبه راه خود می رفت . توگوئی بازبان بی زبانی می خواست به آنها بگوید : آری بزرگان نیز اورا درک نمی کردند واین دردکمی نیست که انسان ببیند که کسی حرف اورا نمی فهمد ، بلکه برعکس هم می فهمد!! ادامه مطلب نوع مطلب : دلگویه، دوشنبه 7 آذر 1390
آخرین پیامبر نور، زلالترین عصاره وحی را در پیوند دخترش با آسمانی ترین مرد، می ریزد و با آرامشی که اولین محصول این تلاقی عظیم است، به خدا لبخند میزند. فرشتگان، بال در بال هم، زیباترین سرور خاک را جشن می گیرند و بزرگترین شادمانی زمین را پای می کوبند.
ای اهل عالم! آیا در تقویم خاک، روزی گسترده تر از روز پیوند دو دریا دیده اید؟! دو دریا، دو بیکران؛ دو شفافیت محض! دو نور لایتناهی!... اهالی دیار معرفت! دریابید این خجسته ترین ثانیه های رحمت و برکت را!دریابید و دریابیم این تموّج فضایل در جاری زمان را! اینک، دست مقدس فاطمه علیهاالسلام ، در دست بیکران علی، حلاوت هلهله فرشتگان را لمس می کند و شور کبریایی افلاکیان را برمی انگیزد. این سپردن دست عروسی به تکیه گاهی یک مرد نیست؛ این سپردن انسان است به حریم بیانتهای عصمت. این پیامبر (ص) نیست که دخترش را به علی علیه السلام می سپارد؛ این خداست که اختیار و اعتبار بشر را به علی و زهرا علیه االسلام وامینهد. شب پیوند مرتضی و فاطمه علیه االسلام نیست؛ بلکه امشب، شب تجدید یگانگی انسان با ذات خداست. و مبارک باد بر همه کائنات، این لبخند بیزوال پروردگار در گستره خلقت خویش. و زندگی در سایه سار خانه علی و فاطمه علیه االسلام ممتد باد! نوع مطلب : دلگویه، جمعه 6 آبان 1390
درباره وبلاگ
آبی تر از آسمان بود و پاک تر از باران .دستش را به آسمان می برد و ستاره ها را در سفره خالی ما می نشاند . بهار را به تساوی تقسیم می کرد و سهم خود را به آنکه محتاج تر بود می بخشید.کبوتر از دست او دانه می چید و ماه از روی او روشنی می گرفت . نخل تنهایی اش را می شناخت . چاه زمزه اش را می شنید و غدیر آن آبگیر زخمی حیران بردباری اش بود .غم و غریبی و غربت ، اشک و آه او را همدم می شدند و از کوفه تا کربلا عشق بود که می کاشتند . نماز به تلاوت او می بالید و او به تلاوت نماز . اخمهایش را باز می کرد و آدم شعر بهشت را می سرود . او ساده بود به رنگ صبح و مرد بود به رنگ خدا. آری او علی ، ماه ولاء بود .
مطالب اخیر
صفحات جانبی
آرشیو وبلاگ کلام مولا
پخش زنده
امکانات وبلاگ
|
||
|
|