صفحه نخست    l    تماس با مدیر    l    نسخه موبایل    RSS    l   
درباره وبلاگ



آبی تر از آسمان بود و پاک تر از باران .دستش را به آسمان می برد و ستاره ها را در سفره خالی ما می نشاند . بهار را به تساوی تقسیم می کرد و سهم خود را به آنکه محتاج تر بود می بخشید.کبوتر از دست او دانه می چید و ماه از روی او روشنی می گرفت . نخل تنهایی اش را می شناخت . چاه زمزمه اش را می شنید و غدیر آن آبگیر زخمی حیران بردباری اش بود .غم و غریبی و غربت ، اشک و آه او را همدم می شدند و از کوفه تا کربلا عشق بود که می کاشتند . نماز به تلاوت او می بالید و او به تلاوت نماز . اخمهایش را باز می کرد و آدم شعر بهشت را می سرود . او ساده بود به رنگ صبح و مرد بود به رنگ خدا. آری او علی ، ماه ولاء بود .

کودکانه ی غدیر
معرفی کتاب

هدف اصلی کتاب ، شناخت قرآن با غدیر و غدیر با قرآن است . نویسنده کوشیده است که در 1500 صفحه و در سه مجلد، این شناخت دوسویه قرآن و غدیر را در شش بخش توضیح دهد . بخش اول به آیات نازل شده در سراسر واقعه غدیر از مدینه تا مدینه اختصاص دارد که اقدامات پیامبر (ص) را از یک سو ، و اقدامات منافقین را از سوی دیگر در بر می گیرد ...

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
شنبه 10 آذر 1397 :: نویسنده : مستور
ابوالحسن محمد بن عمرو این روایت را  با سند خود از امام رضا ، امام کاظم ، از امام صادق ، از امام باقر ، از امام سجاد ، از امام حسین نقل فرموده : " علی بن ابی طالب علیه السلام در مسجد کوفه بودند که مردی شامی برخاسته عرض کرد ": ای امیر مومنان پرسشهایی دارم .

حضرت در پاسخ فرمودند : بپرس تا بفهمی نه آنکه بیازاری.

یکی از این پرسش ها  این بود که جایی که فقط یک بار آفتاب در آن تابید و دیگر هرگز نتابید کدام است ؟

حضرت علی (ع) در جواب فرمودند:کف دریایی که موسی شکافته است.

در قرآن کریم نیز این گونه آماده است که: ما به موسی وحی فرستادیم که شبانه بندگانم را [از مصر] با خود ببر و برای آنها راهی خشک در دریابگشا که نه از تعقیب [فرعونیان] خواهی ترسید و نه از غرق شدن در دریا فرعون با لشکریانش آنها را دنبال کردند. دریا آنان را [در میان امواج خودش]در بر گرفت [و همه آنها را غرق کرد.]

که در ماجرای بالا وقتی آب رود نیل به قدرت خدا کنار رفت، خورشید بر آن تابید. بنابراین این سرزمین تنها زمینی است که فقط یک بار برآن آفتاب تابیده است.



نوع مطلب : امام علی (ع)، 
برچسب ها : زمین، افتاب، مسجد کوفه، قرآن کریم،
حضرت علی علیه السلام در زمان زندگی پیامبر (ص) در هفت مورد و بعد از رحلت آن حضرت نیز در هفت مورد، مورد آزمایش الاهی در ارتباط با پیامبر اسلام (ص) قرار گرفتند. آن ها را نام ببرید؟


امتحانات و آزمایشاتی که برای حضرت علی علیه السلام  در زمان حیات پیامبر صلی الله علیه و آله و بعد از حیات حضرتش به وقوع پیوست؛ 14 مورد است که در بحار الانوار جلد 38 باب 62 به این موضوع پرداخته است.


«عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام  قَالَ أَتَی رَأْسُ الْیَهُودِ عَلِیَّ بْنَ أَبِی طَالِبٍ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام  عِنْدَ مُنْصَرَفِهِ مِنْ وَقْعَةِ النَّهْرَوَانِ وَ هُوَ جَالِسٌ فِی مَسْجِدِ الْکُوفَةِ فَقَالَ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ إِنِّی أُرِیدُ أَنْ أَسْأَلَکَ عَنْ أَشْیَاءَ لَا یَعْلَمُهَا إِلَّا نَبِیٌّ أَوْ وَصِیُّ نَبِیٍّ قَالَ سَلْ عَمَّا بَدَا لَکَ یَا أَخَا الْیَهُودِ قَالَ إِنَّا نَجِدُ فِی الْکِتَابِ أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ إِذَا بَعَثَ نَبِیّاً أَوْحَی إِلَیْهِ أَنْ یَتَّخِذَ مِنْ أَهْلِ بَیْتِهِ مَنْ یَقُومُ بِأَمْرِ أُمَّتِهِ مِنْ بَعْدِهِ وَ أَنْ یَعْهَدَ إِلَیْهِمْ فِیهِ عَهْداً یُحْتَذَی عَلَیْهِ وَ یُعْمَلُ بِهِ فِی أُمَّتِهِ مِنْ بَعْدِهِ وَ أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَمْتَحِنُ الْأَوْصِیَاءَ فِی حَیَاةِ الْأَنْبِیَاءِ وَ یَمْتَحِنُهُمْ بَعْدَ وَفَاتِهِمْ فَأَخْبِرْنِی کَمْ یَمْتَحِنُ اللَّهُ الْأَوْصِیَاءَ فِی حَیَاةِ الْأَنْبِیَاءِ وَ کَمْ یَمْتَحِنُهُمْ بَعْدَ وَفَاتِهِمْ مِنْ مَرَّةٍ وَ إِلَی مَا یَصِیرُ آخِرُ أَمْرِ الْأَوْصِیَاءِ إِذَا رَضِیَ مِحْنَتَهُمْ فَقَالَ لَهُ عَلِیٌّ علیه السلام  وَ اللَّهِ الَّذِی لَا إِلَهَ غَیْرُهُ الَّذِی فَلَقَ الْبَحْرَ لِبَنِی إِسْرَائِیلَ وَ أَنْزَلَ التَّوْرَاةَ عَلَی مُوسَی لَئِنْ أَخْبَرْتُکَ بِحَقٍّ عَمَّا تَسْأَلُ عَنْهُ لَتُقِرَّنَّ بِهِ قَالَ نَعَمْ قَالَ وَ الَّذِی فَلَقَ الْبَحْرَ لِبَنِی إِسْرَائِیلَ وَ أَنْزَلَ التَّوْرَاةَ عَلَی مُوسَی لَئِنْ أَجَبْتُکَ لَتُسْلِمَنَّ قَالَ نَعَمْ فَقَالَ لَهُ عَلِیٌّ علیه السلام  إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَمْتَحِنُ الْأَوْصِیَاءَ فِی حَیَاةِ الْأَنْبِیَاءِ فِی سَبْعَةِ مَوَاطِن‏ ...»( بحار الانوار جلد 38 باب 62)

با توجه به این که حدیث طولانی است، ما در ترجمه فقط به چهارده مورد، امتحانات حضرت علی علیه السلام  اکتفا می کنیم.

امتحانات حضرت علی علیه السلام  در زمان حیات رسول الله صلی الله علیه و آله:

1. جریان حدیث الدار: در سه سال اول بعثت، که پیامبر، مأمور شد تا دعوتش را از اقوام شروع نماید که در آن جلسه فقط حضرت علی بیعت کردند.

2- لیلة المبیت: شب هجرت پیامبر از مکه به مدینه و خوابیدن حضرت علی در بستر حضرت رسول.

ادامه مطلب...


نوع مطلب : امام علی (ع)، 
برچسب ها : پیامبر (ص)، لیلة المبیت، سکوت، یهودیان خیبر، حضرت علی علیه السلام،
جمعه 30 شهریور 1397 :: نویسنده : مستور
علی آنکه جانش را با خدا معامله کرد

یکی از آیاتی که به تصریح بسیاری از مفسران شیعه و اهل سنت در شان امیر مؤمنان علی، علیه السلام، نازل شده آیه شریفه زیر است:

و من الناس من یشری نفسه ابتغاء مرضات الله والله رؤف بالعباد . (1)

کسی دیگر از مردم برای جستن خشنودی خدا جان خویش را فدا کند . خدا بر این بندگان مهربان است .

قدر مسلم آن است که این آیه اشاره به واقعه «لیلة المبیت » دارد؛ یعنی شبی که علی، علیه السلام، برای حفاظت از جان رسول اکرم، صلی الله علیه و آله، در بستر آن حضرت خوابید تا ایشان بتوانند به سلامت از مکه به مدینه هجرت کنند .

اربلی در «کشف الغمة » به نقل از ابن اثیر در مورد شان نزول این آیه می نویسد:

«این آیه درباره علی، علیه السلام، نازل شده و آن هنگامی بود که پیامبر، صلی الله علیه و آله، [به مدینه] هجرت کرد و علی را در خانه خود در مکه نگه داشت و به او امر کرد که در بستر ایشان بخوابد و صبح هنگام امانتهای مردم را به آنها برگرداند . خداوند عزوجل به جبرئیل و میکائیل فرمود: من شما دو نفر را برادر قرار دادم و عمر یکی را از دیگری طولانی تر ساختم، حال کدامیک از شما حاضر است که [جان خود را] در حق برادرش ایثار کند؟ آن دو [در پاسخ] زنده ماندن را برگزیدند [و حاضر به ایثار نشدند] . پس خداوند به آنها وحی کرد که آیا شما نمی خواهید مانند علی بن ابیطالب باشید؟ بین او و محمد [پیمان] برادری برقرار کردم پس علی در بستر محمد خوابید تا جان خود را فدای او کند و زندگی اش را نثار او نماید; پس به سوی علی نازل شوید و او را در برابر دشمنانش حراست کنید . پس آن دو به سوی علی شتافتند و در حالی که جبرئیل بر بالای سر او و میکائیل پایین پای او ایستاده بود، او را محافظت کردند و جبرئیل در همان حال می گفت: آفرین بر تو، آفرین بر تو ای زاده ابوطالب چه کسی مانند تو می شود . خدا در برابر فرشتگان به تو مباهات کرد . (2)

ادامه مطلب...


نوع مطلب : امام علی (ع)، 
برچسب ها : شان علی(ع)، خدا، علی(ع) در قرآن، مکه، جبرئیل، پیامبر،
پنجشنبه 15 شهریور 1397 :: نویسنده : مستور
سؤال: با توجه به اینکه مردم می دانستند پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله امام علی علیه السلام را برای جانشینی خود انتخاب کرده، چرا حضرت علی علیه السلام را رها کردند و یار و یاور دیگر خلفاء شدند؟

پاسخ:

1. وجود هوای نفس
صرف دانستن غصب ولایت از طرف خلفاء نمی تواند مردم را از خلفاء دور کند؛ زیرا خیلی وقتها انسان می داند که تکلیف و راه و روش رسیدن به معبود چیست، اما در عین حال به تکلیفش عمل نمی کند یا اینکه می داند شایستگی فلان سمت و مقام را ندارد و لیاقت و شایستگی از آن دیگری است، ولی با ده­ها حیله و تزویر و ... حق او را غصب می کند؛ چنان که خود خلفاء می دانستند که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در روز غدیر حضرت علی علیه السلام را برای جانشینی خود معرفی کرده است و تبریکات عمر را در قالب واژه «بخّ بخّ لک یا علی ...»[1] ضبط کرده اند یا اینکه عمر در بارة بیعت با ابابکر می گوید: «بیعت با ابابکر کاری بی رویه و اتفاقی و بدون تدبیر بود ... پس هر کس این اشتباه را بکند، او را بکشید!»[2] ولی با این حال منصب و مقام خلافت را از او گرفتند.

بنابراین، به همان دلیلی که خلفاء حق علی علیه السلام را غصب کردند، با آنکه می دانستند خلافت حق علی علیه السلام است، بعضی از مردم هم با اینکه می دانستند خلفاء غاصب حق علی علیه السلام می باشند، در زیر بیرق غاصبان رفتند.

ابو حامد محمد بن محمد غزالی از علماء بزرگ اهل سنت می نویسد: «همه اجماع و اتفاق بر متن حدیث دارند که در خطبة روز غدیرخم، پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: هر کس من مولا و آقای او هستم، بعد از من علی مولی و آقای اوست. عمر فوری مبادرت به تظاهر کرد و تبریکات لازمه را در ضمن بخّ بخّ لک یا علی تقدیم کرد. پس نفس اماره بر آنان غلبه کرد و حب ریاست و جاه طلبی عواطف و مزایای انسانیت را از آنها سلب کرد و در سقیفه به خلیفه تراشی پرداختند و جام شراب هوای نفسانی را نوشیدند و به قهقرا برگشتند، قرآن را پشت سر انداختند و احکام و سنت پیامبر را ملعبة خود کردند.»

ادامه مطلب...


نوع مطلب : امام علی (ع)، 
برچسب ها : مردم، خلافت، پیامبر اکرم(ص)، امام علی(ع)،
شنبه 7 مهر 1397 :: نویسنده : مستور
«عبد الله بن مسعود» روایت کرده است که در یکی از شبها، رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم از نماز عشاء فارغ شد. مردی از میان صفوف برخاست و گفت: ای مهاجر و انصار، من مردی غریبم و بر هیچ چیز قدرت ندارم، مرا طعامی دهید.

رسول صلی الله علیه وآله وسلم گفت: ای درویش! صحبت از غریب بودن مکن که دل مرا اندوهگین ساختی. پس از آن فرمود که غریبان چهار دسته اند؛ اول مسجدی که در میان قومی باشد و مردم به آنجا نروند و نماز نگذارند. دوم قرآنی که در خانه باشد و مردم آن خانه آن را تلاوت نکنند. سوم عالمی که در میان جماعتی باشد و آن جماعت از او سؤال نکنند و مسائل دین را از او نپرسند. چهارم مردی از اهل اسلام که در میان کفار اسیر باشد. سپس فرمود: کیست که این مرد را طعام دهد تا در فردوس اعلا او را جای دهند؟

حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام برخاست و دست فقیر را گرفت و به حجره حضرت فاطمه زهرا علیها السلام برد و گفت: ای دختر رسول خدا! از مهمانمان پذیرایی کن.

گفت: ای پسر عمو، طعام در خانه اندک است، حسن و حسین گرسنه اند و شما نیز روزه بوده اید و آن طعام فقط یک نفر را سیر می کند.

حضرت علی علیه السلام فرمود: آن را حاضر کن و بچه ها را بخوابان.

ادامه مطلب...


نوع مطلب : امام علی (ع)، 
برچسب ها : مهمان، حضرت علی (ع)، حضرت فاطمه(س)، حضرت رسول(ص)، چراغ،
سه شنبه 25 اردیبهشت 1397 :: نویسنده : مستور
صراط مستقیم
در تفسیر آیه شریفه اِهْدِنا الصِّراطَ المستَقیم نقل می کنند که صراط مستقیم یعنی صراطِ مصطفی صلی الله علیه و آله . و عبداللّه بن عباس شاگردِ علی علیه السلام در تفسیرِ آیه اِهْدِنَا الصِّراط الْمُستقیمِ گفته است: ای بندگان خدا! بگویید اِهْدِنا به حُبّ نبیّ صلی الله علیه و آله و اهلِ بیت گرامی اش.

ابی جعفرالباقر علیه السلام از پدر و او از جدش نقل کرده است که رسول اللّه صلی الله علیه و آله فرمود: هر کسی مشتاق است که از پل صراط مثل باد تند پاییزی بگذرد و خود را بدونِ حساب به بهشتِ جاویدان برساند، ولایتِ ولیّ و وصیّ و مصاحب و خلیفه من، علی بن ابی طالب علیه السلام را بپذیرد و بر دل بسپارد. و هرکسی می خواهد در آتش جهنّم سرنگون شود، ولایتِ علی بن ابی طالب علیه السلام را رها کند. به عزّت و جلالِ پروردگارم سوگند! علی علیه السلام باب اللّه است، هیچ کسی وارد نمی شود مگر از آن باب،و او صراط مستقیم است، علی علیه السلام آن کسی است که خداوند، در روز قیامت از ولایت او سئوال خواهد کرد.

خورشید هدایت
جابر بن عبداللّه انصاری می گوید از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که فرمود: «با نور خورشید دنبال هدایت و مطلوب خود باشید، اگر خورشید غایب شد، به وسیله ماه هدایت یابید، اگر ماه پنهان شد به وسیله ستاره زُهره، راه را بیابید، اگر زُهره ناپدید شد به وسیله فرقدین به دنبال هدایت باشید. سئوال شد یا رسول اللّه ! شمس، قمر، زهره و فرقدان را نمی شناسیم، بیان فرمایید تا بدانیم اینان کیستند؟ حضرت فرمود: من خورشید هدایتم، علی علیه السلام قمر عالم تاب است، فاطمهْ ستاره نورانی در شبِ ظلمانی است و حسن و حسین هم فرقدان این جهان هستند.

ادامه مطلب...


نوع مطلب : امام علی (ع)، 
برچسب ها : فضیلت مولا علی علیه ‌السلام، صراط مستقیم، قرآن، رسول خدا صلی ‌الله‌ علیه ‌و ‌آله،
جمعه 3 آذر 1396 :: نویسنده : مستور
برخورد علی علیه السلام با مغلوبین
جنگ جمل در چهار ساعت روز بود، وقتی به پایان رسید، منادی علی فریاد کرد. هان زخمداری کشته نشود، گریزنده ای را دنبال نکنید و به روی پشت کننده ای نیزه نزنند، هرکس سلاح را بیندازد در امان است و هرکس درِ خانه اش را ببندد در امان است. و پس هفتاد زن از عبدالقیس در لباس مردانه همراه عایشه کرد و تا او را به مدینه رسانیدند.

برابری در عطا
علی علیه السلام مردم را در عطا برابر نهاد و کسی را بر کسی برتری نداد و موالی را چنان عطا داد که عرب اصلی را، و در این باب با او سخن گفتند پس در حالی که چوبی از زمین برداشت و آن را میان دو انگشت خود نهاد گفت: تمام قرآن را تلاوت کردم و برای فرزندان اسماعیل بر فرزندان اسحاق به اندازه این چوب برتری نیافتم.

مشورت با فرزند
حضرت علی علیه السلام جریر بن عبدالله بجلی را جهت بیعت و اطاعت [از علی علیه السلام ] نزد معاویه فرستاد و معاویه وقتی نامه علی علیه السلام را خواند، نزد عمرو بن عاص فرستاد که پیش او آید، چون عمروعاص درخواست معاویه را شنید پسرانش عبدالله و محمد را فراخواند و با آن دو مشورت کرد. عبدالله به او گفت: ای پیرمرد! پیامبر خدا از تو خشنود درگذشت و ابوبکر و عمر از تو خشنود مردند و تو اگر دین خود را به دنیای اندکی که نزد معاویه بر آن دست یابی، تباهی سازی، هر دو فردا در بستر آتش خواهید بود. سپس به محمد گفت: چه نظر داری؟ گفت: در این کار شتاب کن و پیش از آنکه در آن کهتر شوی مهتر باش. عمرو شعری مبنی بر رفتن خواند، وقتی عبدالله شعر او را شنید، گفت: پیرمرد بر دو پاشنه اش پیشاب کرد و دین خود را به دنیای خود فروخت.

جوانمردی با دشمن
در واقعه صفین، معاویه زودتر به کنار شرقی فرات رسید. و آنجا را تصرف کرده بود و علی و یارانش بر آب دست نیافتند. به او گفتند: مردم را از تشنگی مکُش، چه در میان ایشان غلام و کنیز و مزدور است، پس معاویه امتناع ورزید و گفت: خدا نه من و نه ابوسفیان را از حوض پیامبر خدا سیراب نکند اگر اینان هرگز از این آب بنوشند. پس علی بر شریعه غالب شد. چون یاران علی بر شریعه غالب شدند، یاران معاویه گفتند: اکنون که آب را گرفته اند ما بیچاره ایم. پس عمرو بن عاص گفت: کاری که تو با علی و همراهانش روا شمردی، علی با تو و یارانت روا نمی شمارد. پس علی آب را آزاد کرد.

ادامه مطلب...


نوع مطلب : امام علی (ع)، 
برچسب ها : علی علیه‌السلام، معاویه، عمرو بن عاص، زن، یار علی بر شریعه غالب، مشورت،
۩ مَثَل دنیا مانند مار است که زیر دست انسان نرم و ملایم ولی سمّ کشنده ای در درون با خود دارد. نادان بی خبر به آن علاقه پیدا می کند و هوشمند عاقل از آن پرهیز می نماید.[1]

۩ مَثَل دنیا مانند سایه توست، بایستی می ایستد، او را بخواهی و به سوی آن بروی دور می شود.[2]

۩ ای مردم، دنیا در نظر شما بایستی کم ارزش تر از پوست درخت و اضافی ها و دم قیچی های پشم چیده شده حیوانات باشد.[3]

۩ ای دنیا، ای دنیا، از من دور شو، خود را به من عرضه می کنی؟ یا می خواهی مرا به شوق آوری؟ هرگز آن زمان نرسد، هیهات، دور شو از من، دیگری را فریب ده، من به تو نیازی ندارم، تو راسه طلاقه نمودم که بازگشتی در پی نداشته باشد. زندگی تو کوتاه، جایگاهت اندک، آرزویت پست است. آه از کمی زاد و توشه و طولانی بودن راه و دوری سفر و عظمت مقصد.[4]

۩ دنیای شما با همه زینت هایش نزد من، از آب بینی گوسفند بی ارزش تر است.[5]



۩ و دنیای شما نزد من از برگ جویده ای در دهان ملخی، خوارتر است. علی را با نعمت های فانی شدنی و لذّت های نابود شدنی چکار؟[6]

۩ به خدا سوگند دنیای شما نزد من، از استخوان خوکی در دست یک جذامی پست تر است.[7]

۩ ابن عباس می گوید در منزل «ذی قار»[8] خدمت حضرت امیر علیه السلام رسیدم و ایشان مشغول وصله زدن کفش خود بود، به من فرمود: قیمت این کفش چقدر است؟ گفتم بهایی ندارد، فرمود:

به خدا سوگند همین کفش، از حکومت بر شما محبوب تر است، مگر اینکه حقی را به پا دارم و مانع باطلی شوم.[9]

۩ این دنیا در جلو چشم من، بی ارزش تر از دانه تلخی است که بر شاخه درخت بلوط بروید.[10]

ادامه مطلب...


نوع مطلب : امام علی (ع)، 
برچسب ها : ابوتراب، دنیا، ظالم،
امام به شخصی که به عنوان توبه جمله ی استغفر اللّه را به زبان جاری کرد، فرمودند: مادر بر عزایت بگرید، می دانی توبه چیست؟ توبه درجه ی علیین است، و آن اسمی است واقع بر شش معنا:

1- پشیمانی بر آنچه که گذشت

2- تصمیم جدی بر بازنگشتن به گناه

3- ادا کردن حقوق مردم به مردم

4- ادای واجبات ضایع شده

5- آب کردن گوشتی که بر گناه به بدن روییده تا جایی که اثری از آن گوشت بر استخوان نماند، و گوشت تازه در حال عبادت بین پوست و استخوان بروید.

6- چشاندن رنج طاعت به بدن، چنانکه لذت معصیت به آن چشانده شد،

پس از عبور از این شش مرحله بگو: استغفر اللّه [1].

پی نوشت:
[1] نهج البلاغه: 878، حكمت 417؛ وسائل الشیعه: 16/ 77، باب 87، حدیث 21028؛ بحار الأنوار: 6/ 36، باب 20، حدیث 59.



نوع مطلب : امام علی (ع)، 
برچسب ها : اوتراب، توبه حقیقی، حقوق مردم، ادای واجبات،
عایشه دختر ابی بکر بن ابی قحافه،یکی از زنان پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم است بر اساس تواریخ معتبر،عایشه میانه خوبی با علی علیه السلام و فاطمه علیها السلام و فرزندان ارجمند آنان نداشت.و این بغض و خصومت او در جنگ جمل کاملا ظاهر شد.یعنی همان زمان که او به خود اجازه می‏دهد،همه سفارشهایی را که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در مورد لزوم پیروی و اطاعت از علی علیه السلام بیان فرموده است،نادیده بگیرد،و آشکارا در مقابل آن حضرت اقدام به مبارزه کند.

اما مطلب مهم این است که حقیقتا فضیلت و کمال بی منتهای علی علیه السلام و خاندان پاک آن حضرت به اندازه‏ای درخشندگی و نور افشانی دارد،که بسان خورشید تابان،هیچ کس و هیچ چیز قادر به جلوگیری از پرتو افکنی آن نیست.به طوری که عایشه نیز با چنین طرز تفکری هرگز نتوانست فضائل و کمالات آنها را کتمان کند.اکنون به‏مواردی از سخنان و مرویات او توجه می‏کنیم:

الف: عن هشام بن عروة،عن ابیه،عن عائشة قالت:قال رسول الله صلی الله علیه وآله و سلم:ذکر علی عبادة.[1]

هشام بن عروه از پدرش،از عایشه روایت می‏کند که گفت:رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: یاد کردن علی عبادت است.


ب: عن عائشة،ان رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم خرج و علیه مرط مرجل من شعر أسود،فجاء الحسن فأدخله،ثم جاء الحسین فأدخله،ثم فاطمة،ثم علی،ثم قال:«انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس أهل البیت». [2]

از عایشه روایت شد که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بیرون آمد در حالی که عبای منقوش را که از موی سیاه بود،بر تن خود داشت.پس حسن علیه السلام آمد و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم او را داخل آن‏کساء کرد.سپس حسین علیه السلام آمد و آن حضرت حسین علیه السلام را نیز داخل کساء نمود،آنگاه فاطمه علیها السلام و بعد علی علیه السلام آمدند و داخل کساء شدند.سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم (این جملات قرآن کریم را بیان) فرمود:انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت.

ج: عن عائشة...قالت:رحم الله علیا لقد کان علی الحق... [3] ،«عایشه گفت:خدا علی را رحمت کند که حقیقتا بر حق بود...»

ادامه مطلب...


نوع مطلب : امام علی (ع)، 
برچسب ها : امیرالمومنین، علی علیه السلام، اعتراف عایشه، یامبر گرامی اسلام، محبوبترین مردم،


( کل صفحات : 10 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   

امکانات وب


این نوا را در وبلاگ خود پخش کنید:

جشنواره رسانه های علوی
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic