صفحه نخست    l    تماس با مدیر    l    نسخه موبایل    RSS    l   
درباره وبلاگ



آبی تر از آسمان بود و پاک تر از باران .دستش را به آسمان می برد و ستاره ها را در سفره خالی ما می نشاند . بهار را به تساوی تقسیم می کرد و سهم خود را به آنکه محتاج تر بود می بخشید.کبوتر از دست او دانه می چید و ماه از روی او روشنی می گرفت . نخل تنهایی اش را می شناخت . چاه زمزمه اش را می شنید و غدیر آن آبگیر زخمی حیران بردباری اش بود .غم و غریبی و غربت ، اشک و آه او را همدم می شدند و از کوفه تا کربلا عشق بود که می کاشتند . نماز به تلاوت او می بالید و او به تلاوت نماز . اخمهایش را باز می کرد و آدم شعر بهشت را می سرود . او ساده بود به رنگ صبح و مرد بود به رنگ خدا. آری او علی ، ماه ولاء بود .

کودکانه ی غدیر
معرفی کتاب

هدف اصلی کتاب ، شناخت قرآن با غدیر و غدیر با قرآن است . نویسنده کوشیده است که در 1500 صفحه و در سه مجلد، این شناخت دوسویه قرآن و غدیر را در شش بخش توضیح دهد . بخش اول به آیات نازل شده در سراسر واقعه غدیر از مدینه تا مدینه اختصاص دارد که اقدامات پیامبر (ص) را از یک سو ، و اقدامات منافقین را از سوی دیگر در بر می گیرد ...

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پنجشنبه 29 تیر 1391 :: نویسنده : مستور
شرحی بر حکمت 82 نهج البلاغه

برای پرواز و گذشتن از حجاب های ظلمت و عبور از عالم " ناسوت" به عالم "لاهوت"، به دو بال نیاز است. یکی بال علم و دیگری عمل. سعادت دنیا و آخرت در کلام اهل بیت علیهم الاسلام است. حکمت در نهج البلاغه علی(ع) دریچه ای است برای دیدن غیر خود. روزنه ای است برای عبور، اما عبور از "منیت و خودخواهی". یکه تاز عالم معرفت، سخن را در این حکمت این گونه آغاز می کند؛ شما را به پنج چیز سفارش می کنم که اگر برای آنها شتران را پر شتاب برانید و رنج سفر را تحمل کنید، سزاوار است:

1- کسی از شما جز به پروردگار خود امیدوار نباشد 2- و جز از گناه خود نترسد 3- و اگر از یکی سؤال کردند و نمی داند، شرم نکند و بگوید نمی دانم 4- و کسی در آموختن آنچه نمی داند شرم نکند 5- و بر شما باد به صبر، که صبر در ایمان مومن چون سر است برای بدن و ایمان بدون صبر، چونان بدنی بی سر، ارزشی ندارد."


" نهج البلاغه دشتی، حکمت 82"

1- امید به خدا باعث عزت دنیا و آخرت می شود

روی نیاز فقط باید به سمت "بی نیاز" باشد. آنان که یک روز عزیزند و یک روز ذلیل، نمی توانند ملجاء و مأوایی برای دلهای دردمند باشند. اگر نیازمند، امیدش به "نیازمند" دیگری است رفته رفته روح ایمان از وجودش خارج و روح خبیث شیطانی جایگزین آن می شود. از این رو امید باید فقط به "خالق" هستی باشد. (لا یرجون احد منکم الا ربه).

برای دیدن اندازه اصلی عکس لطفا بر روی آن کلیک کنید.امید به خدا نیازمند را بی نیاز، استعدادش را شکوفا، قلبش را مملو از عشق و محبت به همنوعان، و لبریز از کینه و نفرت به دشمنان خدا و خلق خدا می کند. امید به خدا همراه با تلاش و سعی، ثمرات شیرین و بسیار به بار می نشاند. از گوشه نشینی و خنثی نگری، کسالت و تنبلی پرهیز می دهد. امید به خدا شخص مؤمن را بر آن می دارد تا بر کمیت و کیفیت اعمال صالح خود بیفزاید. قرآن می فرماید: "آنان که به بقاء و دیدار خدای خود امید دارند، ناگزیرند عمل صالح انجام دهند." (کهف / 110)

امید به غیر خدا هم آثار مخرب و زیانباری دارد. آرزوی دنیوی، خسران و تباهی را به بار می آورد که در نهایت میوه بدمزه و تلخ آن جز کفر و شرک چیز دیگری نیست. "اینها (کافران) را به حال خود واگذار تا آشامیدنی ها، خوردنی ها، لذات مادی و آرزوها، آنان را غافل و از مسیر انسانی دورشان کند. اینان در آینده نتیجه این شهوترانی و آرزوهای خود را خواهند دید." (حجر / 3)

اگر خوب تفکر شود علت انحراف، غیر از این چند مورد نیست " به حساب خودمان رسیدگی کنیم قبل از آن که به حسابمان رسیدگی کنند."خوردن، آشامیدن، آرزو و ... اگر در جهت مثبت و به حد اعتدال باشد، نتیجه اش حرکت به سمت کمال و رشد است؛ اما اگر در آن زیاده روی شود روح ایمان می میرد و عقل و خرد اسیر استعمار دیو شهرت می شود.

سؤال: چرا آرزوی دنیوی نداشته باشیم؟

اسلام مخالف آرزو و آزادی نیست؛ اسلام مخالف افزون خواهی و خود برتر بینی بی دلیل است. آرزو و آزادی تا آنجا که آزادی، امنیت و آرامش را از دیگری و جامعه سلب نکند مورد تأیید است. در این باره قرآن نیز می فرماید: "پول، دارایی، فرزند، عیال و ... اینها همه زینت و شیرینی دنیاست. شما به دنبال باقیات الصالحات باشید که نزد پروردگار جزای نیکو دارد و آرزوی خوبی است." (کهف / 46)

باقیات صالحات یعنی:

الف ) فرزند نیکو: فرزندی که بر اساس تعالیم عالیه اسلام تربیت شده باشد، هر کار نیک و عبادتی که انجام دهد بدون آن که ذره ای از ثواب آن کم شود به همان اندازه اجر و ثواب به والدین آن فرزند می رسد.

ب) عبادت: عباداتی که انسان در طول دوران زندگی برای انجام فرمان خداوند تبارک و تعالی انجام داده است.

ج) انفاق: بذل و بخشش به افراد مورد نیاز در زمانی که در دنیا زندگی کرده است.

ادامه مطلب


نوع مطلب : نهج البلاغه، 
برچسب ها :
چهارشنبه 14 تیر 1391 :: نویسنده : مستور
انتظار واژه زیبایی است برای آنها که عاشق دیدن روی یار را در دل دارند که عبور ثانیه ها به آنها مژده می دهد « آن روز فرا می رسد.» روزی که وعده حق تحقق یابد و با شمشیر عدالت مهدوی (عج) ظلم و جور از بین برود.

آنها که منتظرند و لحظه شماری می کنند تا تک سوار عشق با اسب سفیدی که یاران دلاورش او را همراهی می کنند ظهور کند تا نجواگر زمزمه محبت و دوستی در بین مردم باشد و به این امید هر روز صبح بعد از ادای نماز کوچه ها را آب و جارو می کنند تا همه بدانند که منتظر یاری سفر کرده هستند و هر جمعه در دعای ندبه نگاه های منتظر عطر دل انگیزی را استشمام می کنند که رایحه آن جانفزاست .

حکایت انتظار ، قصه آشنای مومنین از قرنها قبل تاکنون است . از آن روزهایی که مهدی (عج) به امر خداوند از دیده ها پنهان شد تا چشم نامحرمان او را نبیند و کینه دشمنان دین و دیانت کار ساز نباشد. اما ازآن روزها این بارقه امید در دلها جوانه زد و این بشارت را به دلخستگان طریق معرفت داد که « او خواهد آمد ».

« او می آید » تا دلهای تشنه محبت را از چشمه معرفت به حق سیراب کند .

« او می آید » تا با حضور خود به جهانیان ثابت کند که عدالت علی گونه زیباترین جلوه های معنویت و عشق است که می توان آن را اجرا کرد .

« او می آید » تا با عطر دل انگیز امامت و ولایت ، رهروان طریق عشق را رهبری صادق و آگاه باشد.

« او می آید » تا جلوه های زیبایی از حکومت عشق را بر دلها نشان دهد .

و هر یک از ما که عشق مهدی (عج) را در دل داریم هر صبح با این امید تلاش می کنیم تا زمینه ساز ظهور آقایمان باشیم . دلها را جلا می دهیم تا از چشمه وجودمان ، انسانیت ، مردانگی ، صفا و صمیمیت تراوش کند . مهدی(عج) خواهد آمد تا سکوت سنگین بی عدالتی ، ظلم و جور را بشکند که پژواک صدای او زیباترین زمزمه های عاشقانه خواهد بود .



م.حسرتی



نوع مطلب : متن ادبی، 
برچسب ها :
شنبه 3 تیر 1391 :: نویسنده : مستور
تو را می‏ جویم از قله‏ های رفیع نیایش،تو را می‏ جویم از هوای مطبوع مدینه، از زلالی طلوع یک صبح تازه.متولد می‏ شوم از حس تازه سرودن.پلک می‏زنی و کربلا در ذهن جهان تکثیر می‏ شود. پلک می‏زنی و سفارت عشق، بر شانه‏ هایت سنگینی می ‏کند.پلک می‏زنی و اخبارگوی تاریخ سرخی می ‏شوی که تا الی الابد این خط سرخ ادامه دارد.به دف و چنگ عرشیان پلک می‏ گشایی تا ادامه کارنامه برهوت کربلا باشی.از خطبه‏ هایت آتشفشان جاری می‏ شود و از دعاهایت، زلالی یک رود به دنیا می‏ آید.

تو می ‏آیی و ذایقه واژه ‏ها، از عطر دعا آکنده می ‏شود.
تو می ‏آیی و بر صبح لبانت، معنویت عارفانه نقش می‏ بندد.
تو می ‏آیی و روح ناآرام سجاده ‏ها را به آرامشی خواستنی می‏ سپاری.

می ‏آیی و شولای باران بر دوش، باب الحوائج می‏ شوی. دست بالا می‏بری و برای درخت‏های بهشت، باران تلاوت می‏کنی. صحیفه سینه را می‏ گشایی و صحیفه سجادیه‏ ای می ‏نویسی که زبور آل محمد می ‏شود.

یا علی!

می ‏خواهمت در دنیا و می‏ خوانمت؛ که خدا نیز در آخرت می‏ خوانَدَت.

ای زینتِ عبادت ‏پیشگان؛ همدم بی‏نوایان؛ بردبارترین بردباران؛ شفاعت کننده فرمانداری معزول نزدِ عبدالملک مروان؛ و... شبیه ‏ترین کسان به امیرمؤمنان علی علیه‏السلام !

آری، می‏دانم هیچ‏گاه به هیچ‏کس «نَه» نگفتی و بر کسی نیاشفتی! چشم ‏هایت را از گناهانم فرو بند. در دل و جانم گُل کُن. امروز برایم تبسم کن.

می‏ خواهم دیگر به دنیا دلشاد نباشم. می‏خواهم مثل تو «سجاد» باشم.

به نگاهی، دلشادم کن.

اینجا، هوا برای نَفَس کشیدن، کم است؛ از این قفس، آزادم کن.



نوع مطلب : متن ادبی، 
برچسب ها :




امکانات وب


این نوا را در وبلاگ خود پخش کنید:

جشنواره رسانه های علوی
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات