صفحه نخست    l    تماس با مدیر    l    نسخه موبایل    RSS    l   
درباره وبلاگ



آبی تر از آسمان بود و پاک تر از باران .دستش را به آسمان می برد و ستاره ها را در سفره خالی ما می نشاند . بهار را به تساوی تقسیم می کرد و سهم خود را به آنکه محتاج تر بود می بخشید.کبوتر از دست او دانه می چید و ماه از روی او روشنی می گرفت . نخل تنهایی اش را می شناخت . چاه زمزمه اش را می شنید و غدیر آن آبگیر زخمی حیران بردباری اش بود .غم و غریبی و غربت ، اشک و آه او را همدم می شدند و از کوفه تا کربلا عشق بود که می کاشتند . نماز به تلاوت او می بالید و او به تلاوت نماز . اخمهایش را باز می کرد و آدم شعر بهشت را می سرود . او ساده بود به رنگ صبح و مرد بود به رنگ خدا. آری او علی ، ماه ولاء بود .

کودکانه ی غدیر
معرفی کتاب

هدف اصلی کتاب ، شناخت قرآن با غدیر و غدیر با قرآن است . نویسنده کوشیده است که در 1500 صفحه و در سه مجلد، این شناخت دوسویه قرآن و غدیر را در شش بخش توضیح دهد . بخش اول به آیات نازل شده در سراسر واقعه غدیر از مدینه تا مدینه اختصاص دارد که اقدامات پیامبر (ص) را از یک سو ، و اقدامات منافقین را از سوی دیگر در بر می گیرد ...

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
یکشنبه 10 مرداد 1389 :: نویسنده : مستور

وفای به عهد و پیمان

همه ما دوست داریم که مردم به وعده‏های خود عمل کنند. اگر عهدی با ما بستند و قولی دادند وفادار، باشند. راستی آیا خودمان به وعده‏های خود عمل می‏کنیم؟ حضرت علی علیه‏السلام در این باره چنین سفارش می‏کند:

«فَحُطْ عَهْدَکَ بالوفاءِ وارْعَ دِمَّتکَ بالْأمانَةِ؛

بر عهد و پیمانت لباس وفا بپوشان و تعهدات خود را محترم بشمار».

آن حضرت در کلام ارزشمند دیگری وفای به عهد و پیمان را نشانه راستی و درستی انسان معرفی کرده است و می‏فرماید: « اِنَّ الْوَفاءَ تَوْأَمُ الصِّدْقِ وَلا أَعْلَمُ جُنَّةً أَوْقَی مِنْهُ.»

وفای به عهد و پیمان، نشانه راستگویی و درستی است و من سپری نگهدارنده‏تر و محکم‏تر از آن سراغ ندارم.

یکی از امتیازات مؤمنان، وفای به عهد و پیمان است. خداوند آشکارا دستور داده که به عهد و پیمان وفا شود، از سویی دستور داده است که با منافقان و غیرمسلمانان و بی‏دینان پیمان بسته نشود. آن‏گاه که امام علی علیه‏السلام جنگ جمل را به پایان رسانید و عده‏ای از شکست‏خوردگان از جمله مروان حکم نزد حضرت آمدند تا با وی بیعت کنند، حضرت فرمود: با بیعت چه کار کنم؟ مگر بعد از کشته شدن عثمان، با من بیعت نکردی. سپس پیمان شکستی. امام علی علیه‏السلام در همان حال که زیر بار بیعت با آنان نرفت، دستور داد اخراج‏شان کنند و در ضمن سخنان خود از لزوم پیمان بستن با دین‏داران یاد کرد:

اِعْتَصِمُوا بالذِّمَمِ فی أوْتادِها؛ در پیمان‏ها به وفاکنندگان پناه ببرید».

کنش و واکنش

دنیا خانه مکافات است، هر نیکی و بدی که انسان نسبت به دیگران انجام دهد، درباره او و اولادش انجام می‏شود. بر این اساس، حضرت علی علیه‏السلام می‏فرماید:

«أَحْسِنوا فی عَقِبِ غَیْرِکُمْ تُحْفَظوا فی عَقِبِکُمْ»

نسبت به اولاد دیگران نیکی کنید تا نسبت به اولاد شما خوبی کنند».

ابن ابی الحدید در شرح این کلام می‏نویسد: موقعی که هارون الرشید، یحیی بن خالد برمکی را زندانی کرد، کسی را پیش او فرستاد و گفت حالت چطور است؟ مگر خانه‏ات را خراب نکردم؟ مگر جعفر فرزندت را نکشتم، مگر ثروتت را غارت نکردم؟یحیی به نماینده هارون الرشید گفت: خانه‏ام را خراب کردی، به زودی خانه‏ات خراب می‏شود؛ پسرم جعفر را کشتی، به زودی پسرت محمد کشته می‏شود؛ اموالم را غارت کردی، به زودی ثروتت غارت می‏شود. موقعی که فرستاده هارون بازگشت و ماجرا را گفت، هارون به فکر فرو رفت، غمگین شد و گفت: به خدا سوگند چنین خواهد شد، چون او هر چه گفته عملی می‏شود.مدتی بعد، خانه هارون خراب، فرزندش محمد کشته و اموالش غارت شد. چه نیکو سروده است مولانای بلخ:

این جهان کوه است و فعل ما ندا  سوی ما آید نداها را صدا 

ترک غرور و خودپسندی

انسان با صفت ناپسند عُجب و غرور، تبدیل به فردی خودپسند و خود محور می‏شود که دیگر به افکار و نظر دیگران توجهی ندارد و در نتیجه به اشتباه‏های خود شناخت پیدا نمی‏کند. او همواره در تاریکی غرور و خودپسندی می‏ماند. حضرت علی علیه‏السلام می‏فرماید:

وَاعْلَمْ أَنّ الأعجابَ ضِدُّ الصّوابِ وآفَةُ الألْبابِ.

بدان که عجب و غرور ضد کارهای درست و صواب و آفت عقل و اندیشه آدمی است.

کسی که دچار عجب و غرور است، خود را برتر از دیگران می‏شمارد و در نتیجه با بی‏اعتنایی و بی‏تفاوتی با مردم برخورد می‏کند و بازتاب چنین برخوردی، تنها ماندن او و پراکندگی مردم از اطراف اوست؛ به گونه‏ای که آدمی، خود را تنها و بی‏کس حس می‏کند، چنان‏که حضرت امیر علیه‏السلام هشدار می‏دهد:

«ولا وَحْدَةَ أَوْحَشُ مِنَ الْعُجبِ؛ هیچ تنهایی وحشتناک‏تر از خودبینی و عجب و غرور نیست».

خودپسندی انسان را از درک خویش و آگاهی از عیوبش باز می‏دارد و راه کمال به سوی او بسته می‏شود. در این‏باره هم امیرالمؤمنین علی علیه‏السلام می‏فرماید:

«الْأِعجابُ یَمْنَعُ الاِْزدیادَ؛ خودپسندی انسان را از افزایش نعمت و ثواب باز می‏دارد».

و به گفته حافظ:

زاهد غرور داشت، سلامت نبرد راه  رند از ره نیاز به دارالسّلام رفت 

خدای مهربان، کسانی را که در برابرش دست به خودخواهی زدند، از اوج عظمت به خاک ذلت نشانید. به ابلیس دستور داد برای آدم سجده کند، ولی او خودخواهی کرد و در نتیجه از بهشت اخراج شد. نمرود علیه پیامبر و دستور خداوند قیام کرد و به وسیله یک پشه کوبیده شد. فرعون با آن همه زر و زور آن‏گاه که به بیماری خودخواهی گرفتار شد، با یارانش در میان آب غرق گردید.در جنگ حُنین که تعداد مسلمانان زیاد بود، به خود مغرور شدند و در نتیجه در آستانه شکست قرار گرفتند، خداوند مهربان این ماجرا را در قرآن مجید نقل می‏کند:

خدا شما را در موارد بسیاری یاری کرد، به ویژه در جنگ حنین؛ زیرا افزونی جمعیت شما را مغرور ساخت، ولی کوچک‏ترین سودی برایتان نداشت تا جایی که زمین با آن وسعت برای شما تنگ آمد. پس پشت به جنگ کرده گریختند. آن‏گاه خداوند آرامش قلبی را بر پیامبر خویش و مؤمنان فرو فرستاد و لشکری به یاری شما گسیل داشت که آنان را ندیدید و کافران را عذاب داد. (توبه: 25 و 26)

همان‏گونه که گفته شد، بسیاری از اختلافات و پی‏آمدهای منفی بر اثر غرور و خودخواهی به وجود می‏آید. قرآن مجید بشر را از خودخواهی بر حذر داشته و می‏فرماید: «خدا هیچ یک از خودخواهان و فخرفروشان را دوست ندارد». (حدید: 23)

سخن نغز حضرت علی علیه‏السلام در پرهیز از خودخواهی و توجه به حقیقت آدمی بسیار آموزنده است:

مالابنِ آدمَ وَالْفَخْرِ، أَوَّلُهُ نُطْفَةٌ وَآخِرُهُ جیفَةٌ ولایَرْزُقُ نَفْسَهُ ولا یَدْفَعُ حَتْفَهُ.

بشر را با فخر چه کار؟! اولش نطفه‏ای است و آخرش مرداری، نه خود را می‏تواند سیر کند و نه می‏تواند مرگش را دفع نماید.

پیام متن:
1. غرور و خودپسندی، منشأ ضلالت و گمراهی انسان.

2. عبرت‏آموزی از سرنوشت متکبرانی چون فرعون و نمرود و مانند آنها.

3. توجه به آغاز و فرجام آدمی وسیله‏ای برای کاهش غرور و فخرفروشی.

کنترل نفس

یکی دیگر از ارزش‏های اخلاقی، محاسبه نفس و کنترل اعمال و رفتار است، قبل از اینکه در حساب رسی دقیق خداوند قرار بگیریم که از دانه خردلی هم دریغ نمی‏شود. چه خوب است که اعمال و رفتارمان را مورد مطالعه قرار دهیم و فکری برای بازسازی آنها داشته باشیم. امام علی علیه‏السلام در سخنی زیبا می‏فرماید:

«وَحاسِبُواها مِن قَبْلِ أَن تُحاسَبوا؛

و قبل از اینکه شما را به پای حساب ببرند به حساب خود برسید».

خودنگری و محاسبه اعمال، ما را از عیب‏جویی دیگران نیز باز می‏دارد و در حقیقت یک روش تربیتی به شمار می‏آید. حضرت علی علیه‏السلام نیز به این نکته اشاره می‏کند و می‏فرماید:

مَنْ نَظَر فی عَیْبِ نَفْسِهِ اشتَغَلَ عَنْ عَیْب غیرِهِ.

هر کس به عیب خود بنگرد این خودنگری او را از عیب‏جویی دیگران بازمی‏دارد.

کنترل اعمال و رفتار، یکی از وظایف دانایان است. آنان می‏توانند به این وسیله موقعیت خود را در دنیا حفظ کنند، بلکه به مقامات خویش نیز بیفزایند. حضرت علی علیه‏السلام فایده‏های محاسبه و کنترل نفس را چنین برمی‏شمارد:

مَنْ حاسَبَ نَفْسَهُ رَبَح وَمَنْ غَفَلَ عَنْها خَسِرَ ومَن خافَ أَمِنَ و من اِعْتَبَرَ أبْصَرَ وَمَن أَبصَرَ فَهِمَ ومَنْ فَهِمَ عَلِمَ؛

کسی که (اعمال) خود را حساب کند، سود می‏برد و کسی که از خود غافل باشد ضرر می‏کند و کسی که بترسد ایمن است و کسی که پند گرفت بینا باشد و کسی که فهمید دانا شد.

اساسا تدبر و تعقل در خویشتن خویش، راه نجات آدمی را هموار می‏سازد. حضرت علی علیه‏السلام در سخنی دیگر می‏فرماید:

«اُذکُروا انْقِطاعَ اللّذّاتِ وَبَقاءَ التَّبعاتِ.

به خاطر داشته باشید قطع لذت‏ها و باقی‏ماندن گناهان را».

این سخن، اعلام خطری است برای غفلت‏زدگان که به فکر مرگ باشند و از گناهان دوری کنند و به فکر روزی باشند که فریاد می‏زنند: «این چه نامه عملی است که نه از کوچک آن چشم پوشیده نه از بزرگ، با دقت همه را حساب کرده است». (کهف: 49)

پیام متن:
1. محاسبه اعمال توسط خود انسان، پیش از حساب‏رسی دقیق خداوند؛

2. حساب‏رسی اعمال، راهی به سوی اصلاح اعمال و نجات از آتش دوزخ.


ادامه مطلب


نوع مطلب : نهج البلاغه، 
برچسب ها :




امکانات وب


این نوا را در وبلاگ خود پخش کنید:

جشنواره رسانه های علوی
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات