تبلیغات
مــاه ولــاء - چراغ غدیر بر بام تاریخ
صفحه نخست    l    تماس با مدیر    l    نسخه موبایل    RSS    l   
درباره وبلاگ



آبی تر از آسمان بود و پاک تر از باران .دستش را به آسمان می برد و ستاره ها را در سفره خالی ما می نشاند . بهار را به تساوی تقسیم می کرد و سهم خود را به آنکه محتاج تر بود می بخشید.کبوتر از دست او دانه می چید و ماه از روی او روشنی می گرفت . نخل تنهایی اش را می شناخت . چاه زمزمه اش را می شنید و غدیر آن آبگیر زخمی حیران بردباری اش بود .غم و غریبی و غربت ، اشک و آه او را همدم می شدند و از کوفه تا کربلا عشق بود که می کاشتند . نماز به تلاوت او می بالید و او به تلاوت نماز . اخمهایش را باز می کرد و آدم شعر بهشت را می سرود . او ساده بود به رنگ صبح و مرد بود به رنگ خدا. آری او علی ، ماه ولاء بود .

کودکانه ی غدیر
معرفی کتاب

هدف اصلی کتاب ، شناخت قرآن با غدیر و غدیر با قرآن است . نویسنده کوشیده است که در 1500 صفحه و در سه مجلد، این شناخت دوسویه قرآن و غدیر را در شش بخش توضیح دهد . بخش اول به آیات نازل شده در سراسر واقعه غدیر از مدینه تا مدینه اختصاص دارد که اقدامات پیامبر (ص) را از یک سو ، و اقدامات منافقین را از سوی دیگر در بر می گیرد ...

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
یکشنبه 1 شهریور 1394 :: نویسنده : مستور
سطحى ‏نگرى و كوچك ‏اندیشى است، اگر «غدیر» و «ولایت‏» را، نزاعى در میان دو گروه در گذشته بدانیم.و دور از «متن مكتب‏» است، اگر ایستادن بر كرانه جوشان «غدیر» را تنهاحساسیتى فرقه‏اى و جدالى مذهبى به شمار آوریم.

«غدیر»، همواره برپاست.صحنه تعیین «مولى‏»، و آن بیعت ها و استش هادها و اعترافها، هنوز هم محو نشده ‏است. بیعت گران نیز، صحنه را ترك نكرده ‏اند. على ‏رغم آنان كه سعى كرده ‏اند غبارى از«نسیان‏» و پرده ‏اى از «كتمان‏» بر سیماى غدیر بنشانند و بیفكنند، دلها و جان هاى بی شمارى هنوز هم توجه به آن دست هاى بلندى دارد كه دست «على‏» را گرفت و فراز آورد، تا آن خورشید را، همه ببینند، همه بشناسند، به یكدیگر و به غایبان ‏از صحنه و به خبرگیران از واقعه و به جویندگان چراغ، معرفى كنند.

صحنه ‏غدیر، پایان نیافته است.هنوز هم دیدگان تاریخ، در عصر حاضر، در قاره ‏هاى دوردست، در جنوبى‏ ترین كشور آفریقا، در شرقى ‏ترین منطقه خاور دور، در مركزى ‏ترین بخش اروپا و آمریكا، در پى ‏آشنایى با «خورشید»ى هستند كه اگر بتابد، خانه‏ ها را، دلها را، شهرها را، اندیشه‏ ها را، قلمرو قلم و شعر را، پهنه ادبیات و هنر را، گستره عقیده ‏ها و باورها را «روشن‏» مى‏ سازد. و از « نور »، چه انتظارى است، جز درخشیدن و فروغ ‏گستردن و گرما بخشیدن؟! در غدیر، دستى كه فرا رفت، دست‏ خدا بود، زبانى كه «على‏ مولاه‏» را سرود، زبان خدا بود، دستى هم كه به عنوان «مولى‏» بالا رفت و همگان‏ دیدند، دست‏ خدا بود، «على‏»، راه و صراط بود، چراغ و مشعل بود، خط سیر و مسیر بود، «غدیر»، راهى بود كه روندگان را به «على‏» مى ‏رساند.و ... «على‏» هم، صراطى بود كه رهپویان را به «خدا» مى ‏رساند.

«غدیر»، چشمه‏ اى زلال بود كه در طول چهارده قرن، هزاران هزار كام تشنه را از كوثر معارف ناب، سیراب ساخت. و این چشمه، هنوز هم سارى و جارى است.

«غدیر»، چراغى بر اوج بود، كه در قرن هاى متمادى تاریخ بشرى، گمگشتگان‏ بسیارى را از وادیه اى خوف و خطر و بیراهه‏ هاى تاریكى و ضلالت، به «مقصد» راهنمایى كرد. و این چراغ، همچنان فروزان و نورافشان و راهنماست.

«غدیر»، تكیه‏ گاهى بود كه شیعه را در عصر محكومیت و مظلومیت دیرپاى خویش،پناه بود و حجت و برهان. و این تكیه‏ گاه، هنوز هم به استوارى گذشته، پابرجاست و محكمترین حجت‏ها را دارد.

«غدیر»، متنى بود، روشن و بى ‏ابهام، گویا و صریح، كه خیلى‏ ها كوشیدند حواشى ‏تاویل و تفسیرهاى دور از واقعیت ‏براى آن ترسیم كنند. و این متن، هنوز هم براى ‏آنان كه بى ‏حواشى به آن بنگرند، صریح و گویاست.

«غدیر»، میوه ‏اى شیرین در بوستان رسالت ‏بود، كه تداوم «خط نبوت‏» را در شكل‏«امامت‏»، به شیرین‏ ترین صورت ترسیم مى‏ كرد. و هنوز هم این میوه شیرین، زینت‏ بخش ‏بوستان محمدى است و بدون آن، «باغ رسالت‏» بى ‏ثمر است «و ان لم تفعل فما بلغت‏ رسالته ...».

«غدیر»، میثاقى بود میان صاحبان باور و عقیده به خدا و رسول، كه وفادارى به ‏آن، شاهد صدق ایمان بوده است. و این عهد و پیمان، هنوز هم «وفا» مى ‏طلبد و دستان بیعت گر را به «صدق‏» فرا مى‏ خواند، و همه ساله، این عید فرخنده موعدى ‏براى تجدید آن عهد و تحكیم آن میثاق با خدا و رسول است.

«غدیر»، اگر چه بركه‏ اى در بیابان بود، ولى هفت دریا به وسعت تاریخ و زمان ‏بود كه موجش «ازل‏» تا «ابد» را فرا گرفت و اگر خاكیان، برخى چشم دیدن آن‏ موج ابدى را نداشتند، افلاكیان به تكریم آن به یكدیگر تهنیت مى‏ گفتند.

«غدیر»، سفینه نجاتى بود كه گرفتاران موج جهالت و حیرت ضلالت را به ساحل امن ‏ایمان مى ‏رساند. این سفینه، هنوز هم سرنشین مى ‏طلبد و امواج فتنه و فریب، هنوز هم ‏در  پى دور ساختن اندیشه‏ ها از این ساحل ‏اند.

«غدیر»، روشن‏ ترین چراغ بود، بر بالاترین بام خانه‏ هاى تاریخ، تا ... مردم‏«اهل بیت‏» را بشناسند و به «خانه‏»اى رهنمون شوند كه افراد آن در دامان‏«وحى‏» بزرگ شدند و «آیات خدا» در آن خانه فرود آمد و جبرئیل امین، مانوس ‏آن بیت و اهل بیت ‏بود.

اگر انسانیت امروز، مى‏ خواهد به آن «خانه‏» راه یابد، خانه ‏اى كه همه چیز در آنجاست، و همه كلیدهاى گشاینده همه قفلها و درهاى بسته در دست صاحبان و ساكنان‏ آن خانه است.

باید به این چراغ نگاه كند، تا راه را بشناسد.

آرى ... «چراغ غدیر، بر بام بلند تاریخ‏».


جواد محدثى



نوع مطلب : غدیر، 
برچسب ها : امام علی(ع)، تاریخ، غدیر، ولایت، مولی، اهل بیت،




نظرسنجی
به نظر شما كدامیك از اقدامات امام علی (ع) در اجرای عدالت اقتصادی نقش مهم تری داشت:








امکانات وبلاگ


این نوا را در وبلاگ خود پخش کنید:

حمایت