تبلیغات
مــاه ولــاء - پرتوهای پرفروغ غدیر خم
صفحه نخست    l    تماس با مدیر    l    نسخه موبایل    RSS    l   
درباره وبلاگ



آبی تر از آسمان بود و پاک تر از باران .دستش را به آسمان می برد و ستاره ها را در سفره خالی ما می نشاند . بهار را به تساوی تقسیم می کرد و سهم خود را به آنکه محتاج تر بود می بخشید.کبوتر از دست او دانه می چید و ماه از روی او روشنی می گرفت . نخل تنهایی اش را می شناخت . چاه زمزمه اش را می شنید و غدیر آن آبگیر زخمی حیران بردباری اش بود .غم و غریبی و غربت ، اشک و آه او را همدم می شدند و از کوفه تا کربلا عشق بود که می کاشتند . نماز به تلاوت او می بالید و او به تلاوت نماز . اخمهایش را باز می کرد و آدم شعر بهشت را می سرود . او ساده بود به رنگ صبح و مرد بود به رنگ خدا. آری او علی ، ماه ولاء بود .

کودکانه ی غدیر
معرفی کتاب

هدف اصلی کتاب ، شناخت قرآن با غدیر و غدیر با قرآن است . نویسنده کوشیده است که در 1500 صفحه و در سه مجلد، این شناخت دوسویه قرآن و غدیر را در شش بخش توضیح دهد . بخش اول به آیات نازل شده در سراسر واقعه غدیر از مدینه تا مدینه اختصاص دارد که اقدامات پیامبر (ص) را از یک سو ، و اقدامات منافقین را از سوی دیگر در بر می گیرد ...

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
شنبه 7 شهریور 1394 :: نویسنده : مستور
بعثت نبی اکرم (ص) و ظهور اسلام در جهان را می توان برجسته ترین تحول در تاریخ زندگی انسان ها تلقی کرد، خاتم رسولان برای نشر، گسترش، معرفی و تثبیت این آیین آسمانی بر اساس تعالیم وحی و موازین معجزه جاویدش یعنی قرآن کریم، زحمات زیادی را متحمّل گردید امّا استمرار، تکمیل و تتمیم برنامه های نبوت، به امامت و رهبری ائمه هدی بستگی داشت که رویداد روشنی بخش غدیر این مهم را تحقق عینی و عملی بخشید و وقوع آن با توصیه ای از سوی خداوند متعال به خاتم رسولانش یعنی حضرت محمد(ص) اتفاق افتاد.

ختم کننده رسالت فرستادگان الهی در زیر باران تهمت و مخالفت و مخاصمت بنای امتی مسلمان و واحد را پی ریخت، نخستین افراد این جامعه موحّد یعنی حضرت خدیجه و مولا علی(ع) به حضرتش ایمان آوردند و حمایت از اندیشه، آرمان و مبانی پیامبر را وجهه همّت خویش قرار دادند. هدف بعثت رسول اکرم(ص) بنیان نهادن امتی وسط بود، خدا و رسولش بر آن بودند که بذر ایمان در دل های مؤمنان موقعی به بار می نشیند که مجموعه شرایطی برای بالیدن آن فراهم گردد و در غیر این صورت بوستان روح افزای رسالت، وحدت، همدلی و همراهی خود را از دست می دهد و تند باد حوادث آن را دچار پژمردگی و خزان زدگی می نماید و در این حالت گلستان معطر نبوی نمی تواند نتایج مطلوب و رایحه معطر خود را عالم گیر سازد. از این روی پیامبر اعلام کرد آیینی که وی آورده است همه مردمان جهان را مورد خطاب قرار می دهد و بین آنان از نظر نژاد، توانایی مالی، تشخص های قومی و قبیله ای تفاوتی قائل نمی گردد و صرفاً پرهیزگاری و فضیلت های معنوی عامل برتری های افراد است نه چیز دیگری.

در مکّه به رغم عداوت ها و خصومت های شدید، این جامعه پی ریزی گردید و با هجرت پیامبر از مکه به مدینه، آن حضرت در صدد گردید تا گسترش چنین امتی را جدی تر و استوارتر پی گیرد. جامعه ای که نبی اکرم(ص) در مدینه پایه ریزی کرد در واقع صورت عملی تعالیمی بود که حضرتش به نشر و تبلیغ آن مبعوث گردیده بود و طبیعی است که ایشان باید برای اداره چنین امتی و نیز سرنوشت آتی آن حسّاس باشد. فریاد فرحزای وحی از سرزمین حجاز عبور کرده و به قلمروهای دیگر در آسیا و آفریقا رسیده بود، طی بیست و سه سال مجاهدت و استقامت حضرت محمد(ص) جامعه ای که تشکیل آن آرزوی دیرینه ایشان بود، شکوهمندانه شکل گرفت اما اکنون آن فرستاده الهی در آستانه گذر از جهان فانی به سوی جهانی ابدی است و باید هرچه زودتر دعوت حق را لبیک گوید و زینت بخش قدسیان در سرای دیگر گردد، آیا این نهاد نوپا را که با مشقتی وافر پدید آورده است در این لحظات آخر رها سازد و در موقعی که اشرافیت زخم خورده جاهلی، امپراتوری های ایران و روم و منافقین داخلی کمر به فروپاشی آن بسته اند تا پیامی را که هر روز پرطنین تر می گردید و پوسته های زمان و مکان را می شکافت، آن را خاموش نمایند، نسبت به اداره آن تصمیمی نگیرد. بنابراین پیامبر در برابر این یورش های وحشیانه و توطئه های خطرناک می خواهد اقدامی جدّی بنماید. امّا کیست که بتواند تحمل چنین باری گران را داشته باشد، او کسی جز حضرت علی(ع) نمی باشد.

در واقع این پیشگام راستین که برای رهبری و امامت مورد تربیت و پرورش مستقیم شخص رسول اکرم (ص) قرار گرفت، جز او کسی نیست، هم او بود که به مسایل و مشکلات دینی و علمی امت را پس از خاتم رسولان به صورتی بارز و چشمگیر پاسخگو بود و در هر زمان مناسب، حقایق اسلام و سنّت پیامبر را آشکار می ساخت. او تنها کسی بود که در خانه خدا دیده به جهان گشود و در پرتو پرورش های پرمایه نبی اکرم (ص) نشو و نما نمود. برای او فرصت ها و زمینه هایی از همکاری با پیامبرو قدم جای رسولخدا(ص) نهادن پیش آمد که برای هیچ یک از صحابه نزدیکان خاتم انبیاء و مسلمانان صدر اسلام اعم از مهاجرین و انصار پیش نیامد. شواهد و دلایل فراوانی از حیات در آمیخته پیامبر با امام امیرالمؤمنین (ع) در دست است و اثبات می کند که آن رسول الهی، ایشان را به منظور رهبری جامعه پس از خود مهیا می ساخت آنگاه که امام مظلومان و مؤمنان پرسش های خود را از پیامبر خاتمه می داد، خود رسول اکرم(ص) بحث ها را پی می گرفت و او را با تعالیم نورانی وحی آشنا می ساخت. با وی ساعات زیادی از شب و روز را خلوت می کرد و دیدگان امام اوّل را بر مفاهیم دین خدا، مشکلات راه و شیوه های عمل تا آخرین روز حیاتش باز می نمود. در پاسخ به این پرسش که چگونه علی(ع) از طرف رسول خدا به مقام زعامت امّت انتخاب گردید، ابن عباس می گوید: زیرا علی(ع) پیش از همه ما به پیغمبر ملحق گردید و به وی ایمان آورد و پیوستگی و نزدیکی او به رسول خدا از همه ما شدیدتر و محکم تر بود.(2) در جای دیگر از وی نقل شده است که می گفت: نبی اکرم(ص) هفتاد وصیت به علی(ع) نمود که به کسی غیر از او چنین وصایایی نکرد.(3)

ضرورت تعیین رهبری
در فرهنگ قرآنی و روایی و منابع تاریخی این واقعیت آمده است که جامعه های بشری در همه شرایط رهبر و راهنما داشته اند و روزی بر انسان نگذشته است که بدون مدیر زیسته باشد. حضرت رضا(ع) فرموده اند: هیچ امت و ملتی را نمی یابم که بدون پیشوا به حیات و معیشت خود رسیده باشد. در کارنامه همه صالحان و شایستگان آمده است که در زمان حیات خویش، هیچ گاه از تعیین جانشین برای خود غافل نبوده اند. آدم ابوالبشر وصی داشت، ابراهیم خلیل(ع) جانشین تعیین کرد، زکریای پیامبر وارث خواست، عیسی روح اللّه و موسی کلیم اللّه(ع) وصی و خلیفه داشته اند و رسول مکرم اسلام دوازده جانشین را با نام و نشان، کنیه و لقب معرفی نمود و این حدیث در منابع اهل سنت به عنوان روایت قطعی و متواتر آمده است در سیره سنت نبوی آمده است حضرت رسول اکرم(ص) هرگاه می خواست مدینه را برای هر موضوعی از جمله جبهه و جهاد، سفر عمره و حج ترک گوید جانشینی برای خود تعیین می نمود تا نماز جمعه و جماعت را برگزار نماید و در هیچ موردی بر خلاف این ضابطه عمل نشده است و حال چگونه برای پس از بدرود حیات خود کاری انجام ندهد. ده سال از هجرت پیامبر می گذرد. در خلال این مدت شالوده دین مقدس اسلام در پرتو کوشش شبانه روزی حضرت محمد(ص) و یاران باوفایش گذارده شده است. دامنه تعلیمات قرآنی به دیگر نقاط جهان رسیده است. اوضاع پریشان قبایل عرب با تدبیر خردمندانه نبی اکرم(ص) سامان یافته است. آتش فتنه ها، قتل هاخاموش شده و نغمه دوستی و برادری «انّماالمؤمنون اخوة»، دل ها را به هم نزدیک ساخته و رشته استواری از اتحاد و هم بستگی پدید آورده است.

اقوام و طوایف بسیاری در پرتو دستورات سعادت بخش رسول خدا(ص) به آیین مقدّسش گرویده اند، دژهای مستحکم یهودیان معارض به پایمردی دلاوری رزمندگان اسلام گشوده شده است. سرداران فاتح لحظه به لحظه به دروازه های امپراتوری های ایران و روم نزدیک تر می شوند، قیام حکیمانه آخرین فرستاده الهی در برابر جاهلیت، بت پرستی و شرک، اجتماعات گوناگونی را به کیش اسلام فراخوانده است. اینک پس از عمری تلاش و کوششی ده ساله دور از موطن اصلی، پیشوای شصت و سه ساله اسلام مصمم است به منظور برگزاری مراسم حج به شهر مکّه سفر کند و برای آخرین بار در آیین عبادی سیاسی و نیز بزرگترین و مقدس ترین گردهم آیی مسلمین که در ماه ذیحجه در اطراف خانه خدا تشکیل می گردد، حضور یابد. خبر تصمیم حضرت محمد(ص) به سفر حج و اعلام حرکت آن وجود بزرگوار به سوی کعبه معظمه انبوهی از مسلمانان را همچون جویبارهایی به سوی مدینه سرازیر نمود. مردمانی که از راههای دور و نزدیک طی طریق می کنند تا به حضرتش اقتدا کنند و هم سفرش باشند و افتخار برگزاری این سنّت مهم را در حضورش درک کنند.

دریافت پیام وحی
پیامبر ضمن برگزاری مراسم حج، چگونگی انجام اعمال این عبادت دسته جمعی را به حاضران آموزش داده و در این زمینه میراثی گرانقدر را برای آیندگان برجای نهادند و بدین گونه برای نخستین بار مردم مناسک حج و اعمال آن را از پیامبرشان فرا گرفتند.(4) پس از انجام اعمال حج، پیامبر پیاده همراه جمعیت به سوی مسجد خیف حرکت کرد، آن حضرت از این که توانسته بود فریضه حج را انجام دهد و به فرمان خدا عمل کند و مسلمانان را با این عبادت آشنا کند شادمان بود امّا موضوعی در ذهن مبارکش نقش می بست که به آن اندیشه می نمود، زیرا وظیفه دیگری را در نظر داشت و آن جانشینی پس از خودش بود. پیامبر همواره نگران بود که مبادا پس از رحلتش در میان افراد جامعه اسلامی تفرقه ایجاد شود و اخوّت از میانشان رخت بربندد و دوباره تعصّب های قبیله ای زیان بار قبلی، گریبان گیر مردم شود. پیامبر به روشنی متوجه این واقعیت بود که امت اسلامی به رهبری عادل، عالم و دلسوز و شایسته نیاز دارد که اگر او بعد از وی زمام امور جامعه را قبول نکند تمام زحمات گرانبهایش بهدر خواهد رفت همچنین او خوب می دانست کسی باید این مسؤولیت خطیر را بپذیرد که از آغاز زندگی لحظه ای عقاید و افکارش به شرک و ظلم آلوده نشده است.

در دامن وحی بالیده و برای پیشبرد دین خدا پیشقدم بوده و در غزوات و نبرد با مشرکان و منافقان سربازی شجاع و فداکار بوده است. در علم و معرفت و ایمان سرآمد مهاجر و انصار است و در قضاوت شخصی بی نظیر، امیال نفسانی را در تمامی عرصه ها مهار کرده است و بر آنها غالب آمده است. پیامبر در این فکر بود و همچنان آرام و با وقار در حال حرکت و هنوز چند قدمی تا مسجد خیف باقی مانده بود که ناگهان پیک وحی حضرت جبرئیل امین فرود آمد، رسول خدا(ص) از مردم فاصله گرفت، فرشته به سخن آمد و گفت: ای محمد خداوند به تو سلام می رساند و می فرماید: ای فرستاده ام زمان رحلت تو فرا رسیده است و کسی را از این کوچ ابدی گریزی نمی باشد. پس به عهدهای خود وفا کن، وصایا را با امت مسلمان در میان بگذار، آنچه از میراث انبیاء نزد توست همه را به وصی خود تسلیم کن که او حجت من و ولیّ من پس از تو خواهد بود. مردم را از این امر مطلع گردان و میثاق مسلمین را با او محکم گردان و برایش بیعت بگیر.(5) رسول اکرم(ص) در حالی که به بیانات جبرئیل گوش فرا می داد، خطاب به وی فرمود: ای فرشته الهی، برای مردم و آینده آنان از منافقان واهمه دارم و خوف آن می رود که پس از من امّت دچار پراکندگی و هزیمت شوند، از دین خدا خارج گشته و به دوران جاهلیت و شرک باز گردند کینه افرادی در ظاهر مسلمان را نسبت به او(حضرت علی(ع)) می شناسم و شدت خصومت مخالفان را احساس می کنم مگر این که پروردگار، وی را از شرارت و نقشه دشمن حفظ کند و افزود ای جبرئیل از خداوند بخواه که چنین مصونیتی را عنایت فرماید، پیامبر بعد از این مطالب به سوی جمعیت بازگشت و انبوه جمعیت همراه ایشان وارد مسجد خیف شدند تا نماز بگذارند.

رسول خدا(ص) نماز را اقامه نمود و تصمیم گرفت مکه را به قصد مدینه ترک کند، هنوز بر مرکب خویش سوار نشده بود که بار دیگر پیک وحی آمد و ندا داد: ای محمد، پروردگارت به تو درود می فرستد و می فرماید: پیام مرا به مردم برسان و به آنان بگو که او پس از تو امام این امّت است. بگو که هر کس رهبری او را به رسمیت بشناسد مؤمن است و کسی که ولایت او را انکار کند کافر است. ای محمد به مردم بگو که اطاعت از او پیروی از تو و متابعت از امر خداوند است و سرپیچی از فرمانش، نافرمانی کردگار است بگو که مؤمنان به او اهل بهشت و کافران نسبت به او دوزخی اند.(6)

پیامبر از جای خویش برمی خیزند، اصحاب به سوی ایشان می شتابند، رسول اکرم(ص) فرمودند:باید همه حرکت کنیم و به سوی مدینه طی طریق می کنند. کاروان به مسیر خود ادامه می دهد تا به سرزمین «رابغ» می رسند که تا منزل جحفه سه میل فاصله دارد. از این محل هم آن حج گزاران عبور می کنند و به توقفگاهی به نام «کراع غمیم» رسیدند در حوالی این مکان، غدیر خم قرار دارد که کاروان به آن رسید. اینجا محل تقاطع مسیرها و راه عبور و نقطه جدا شدن مردم مصر،عراق، مدینه و نجد از یکدیگر است. پیامبر همراه جمعیت به برکه خم رسیده بودند که جبرئیل خطاب به پیامبر(ص) این آیه را تلاوت نمود: «یا ایها الرسول بلّغ ما انزل الیک من ربّک و ان لم تفعل فما بلّغت رسالته و اللّه یعصمک من النّاس انّ اللّه لایهدی القوم الکافرین؛(7) ای فرستاده ما (ای پیامبر) آنچه را از پروردگارت بر تو فرو فرستاده شده است به مردم برسان. اگر چنین نکنی امر رسالت او را اذا نکرده ای. خداوند تو را از (شر) مردم حفظ می کند که پروردگار، مردم کافر را هدایت نمی کند».

پیامبر با دریافت وحی با شادمانی از شتر خویش پیاده گردید و خدای را سپاس گفت و احساس نمود زمان حادثه مهمی فرا رسیده است و باید موضوع سرنوشت سازی را برای مردم آشکار سازد، از این جهت دستور داد کاروان ها توقف کنند و گروهی که هنوز نیامده اند و عدّه ای که جلو رفته اند به سوی غدیر خم بیایند و به آن جمع ملحق گردند. حوالی ظهر است و گرمای هیجدهم ذیحجه بیداد می کند. یکصد و بیست هزار نفر از مردم در آن جا جمع می شوند، مسلمانان در دریای افکار خود غوطه ور بودند و به این نکته می اندیشیدند که چه موضوع حیاتی پیش آمده است که باید در آن گرمای طاقت فرسا جمع شوند که ناگهان مؤذّن فریاد زد نماز جماعت. از شدت خشونت هوای آن بیابان مردم بخشی از ردای خود را بر سر و قسمتی را بر زیر پا افکنده بودند. سلمان فارسی، ابوذرغفاری، مقداد بن اسود کندی و عمار یاسر برای پیامبر با استفاده از چوب درخت ها سایبانی با چادر برپا کردند. در زیر این فضای کوچک که در آن بیابان سایه ای ایجاد کرده بود منبری از سنگ ها و رواندازهای شتران فراهم ساختند تا حضرت پیامبر اکرم(ص) وقتی بر روی آن می ایستد و خطابه می خواند بر همه مردم مشرف باشند.(8)

حاضران برای اقامه نماز جماعت آماده شدند، طنین بانگ اللّه اکبر آنان را به سوی نماز فرا می خواند حضرت محمد(ص) نماز ظهر را با آن جماعت به جای آوردند. سپس در حالی که آن انبوه جمعیت پیرامون ایشان حلقه زده بودند به سوی همان نقطه فرازینی که قبلاً مهیا شده بود رفتند تا به آن افراد مسلّط باشند، از میان مردم همهمه هایی به گوش می رسید، همه در انتظارند تا مشاهده کنند پیامبر از پیک وحی چه پیامی برای آنان دارد، چشم ها به آخرین فرستاده خداوند دوخته شده است، نفس ها در سینه ها محبوس گردیده و بی صبرانه مشتاقند بیانات نبی اکرم(ص) را بشنوند. پیامبر بر فراز منبر مذکور قرار گرفتند و با سیمایی گشاده و بشّاش آن جمعیت چشم انتظار را از نظر گذرانیدند. از دیدگان مبارکشان رحمت، محبت و عطوفت می بارید. وقتی سکوت معناداری بر صحرای غدیر حکم فرما گشت رسول خدا(ص) خطبه معروف خویش را بیان کردند.(9)

فرازهای فروزان
پیامبر سخنان گهربار خویش را در یازده محور به شرح ذیل مطرح ساختند:

حمد و ثنای الهی و ذکر صفات قدرت و رحمت حق تعالی و گواهی به بندگی خود در برابر ذات الهی.

باید فرمان مهمی درباره علی بن ابی طالب ابلاغ کنم و اگر آن را نرسانم رسالت الهی را نرسانده ام.

آن حضرت امامت دوازده امام بعد از خود تا آخرین روز دنیا را اعلام نمودند تا تمامی طمع ها درباره رهبری امّت قطع گردد. سپس به عمومیت ولایت ائمه بر تمامی انسان ها در تمامی زمان ها و مکان ها و نفوذ کلماتشان در جمیع امور اشاره کردند و نیابت تام آن ستارگان درخشان آسمان امامت را از خدا و رسولش در حلال و حرام و جمیع اختیارات اعلام کردند.

برای آن که هرگونه ابهامی از بین برود و دست منافقین و معاندین از هر جهت مسدود باشد در فراز چهارم خطبه، پیامبر اکرم(ص) با دستهای مبارک خویش بازوان امیرالمؤمنین را گرفتند و آن حضرت را از جای بلند کردند تا حدّی که پاهای آن امام همام محاذی زانوان پیامبر قرار گرفت. در این حال فرمودند: «من کنت مولاه فهذا علیّ مولاه، اللّهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله؛هر کس من نسبت به او از خودش صاحب اختیارترم این علی نسبت به او اختیار بیشتری دارد، خدایا دوست بدار هر کس علی را دوست دارد و دشمن بدار هر کس او را دشمن می دارد و یاری کن هر کس او را یاری کند و خوارکن هر کس او را خوار کند». سپس کمال دین و تمام نعمت را با ولایت ائمه اعلام فرمودند و بعد از آن خدا و ملائکه و مردم را بر رسانیدن این وظیفه مهم شاهد گرفتند.

5 ـ حضرت محمد(ص) با صراحت فرمودند: هر کس از ولایت ائمه سرباز زند اعمال نیکش سقوط می کند و در جهنم خواهد بود. بعد از آن بخشی از فضایل حضرت علی(ع) را برشمردند.

حضرت جنبه غضب الهی را نمودار فرمودند و با تلاوت آیات عذاب و لعن، یادآور شدند: منظور از این آیات عده ای از اصحاب من هستند که مأمور به چشم پوشی از آنان می باشم ولی بدانند که خداوند ما را بر معاندین، مخالفین و خائنین و مقصرین حجّت قرار داده است و چشم پوشی از آنان در دنیا مانع از عذاب آخرت نمی باشد، سپس به فرمانروایان گمراهی که مردم را به جهنّم می کشانند اشاره کردند.

حضرت اثرات ولایت و محبّت اهل بیت را مورد توجه قرار دادند و فرمودند: اصحاب صراط مستقیم در سوره حمد پیروان اهل بیت عصمت و طهارت هستند، سپس آیاتی درباره اهل بهشت تلاوت فرمودند و آنان را به شیعیان و پیروان آل محمد تفسیر کردند، همچنین آیاتی درباره اهل جهنم مطرح کردند و مصداق آنها را دشمنان ائمه دانستند.

8 ـ مطالبی درباره حضرت مهدی(عج) فرمودند و به اوصاف و شئون خاص حضرت بقیة اللّه الاعظم حجة بن الحسن ارواحنا فداه، اشاره کردند و آینده ای مشحون از عدل و داد به دست امام زمان را برای جهانیان مژده دادند.

تأکید کردند پس از اتمام خطابه، شما را به بیعت با خودم و سپس بیعت با علی بن ابی طالب (ع) دعوت می کنم. پشتوانه این بیعت آن است که من با خداوند بیعت نموده و علی هم با من بیعت کرده است.

10ـ به احکام الهی توجه کردند از جمله این که چون بیان تمامی حلال ها و حرام ها از سوی من امکان ندارد با بیعتی که از شما درباره ائمه(ع) می گیرم به نوعی آن ها را تا روز قیامت بیان کرده ام. دیگر این که بالاترین امر به معروف و نهی از منکر، تبلیغ پیام غدیر درباره امامان و امر به اطاعت از ایشان و نهی از مخالفتشان است.

11ـ در آخرین مرحله خطابه، بیعت لسانی انجام شد. حضرت با توجه به کثرت جمعیت و شرایط غیرعادی زمانی و مکانی و عدم امکان بیعت با دست برای همه مردم فرمودند:خداوند فرمان داده است تا قبل از بیعت با دست، از زبانهایتان اقرار بگیرم. سپس مطالبی را که می بایست همه مردم به آن اقرار می کردند، تعیین نمودند که عصاره آن اطاعت از دوازده امام و عهد و پیمان بر عدم تغییر و تبدیل و بر رساندن پیام غدیر به نسل های آینده و غائبان از غدیر بود. در ضمن بیعت با دست هم محسوب می گردید. زیرا حضرت فرمودند، بگوئید با جان و زبان و دستمان بیعت می کنیم.

بشارت ملکوتی
سخنان پیامبر به پایان رسید، هنوز اجتماع با شکوهی که در صحرای غدیرخم شکل گرفته بود، از یکدیگر پراکنده نگردیده بود که جبرئیل فرود آمد و به پیامبر بشارت داد و این آیه را تلاوت فرمود: «الیوم یئس الّذین کفروا من دینکم فلاتخشوهم واخشون الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دیناً؛(10) امروز کافران از بازگشت شما از دینتان ناامید شدند. از آنان بیمی به دل راه مدهید و از من بترسید امروز دین شما را به کمال رسانیدم و نعمت خود را بر شما تمام کردم و اسلام را دین شما برگزیدم.»

پس از اتمام خطابه غدیر دو خیمه برپا گردید که در یکی رسول اکرم(ص) و در دیگری امیرالمؤمنین(ع) جلوس فرمودند. مردم دسته دسته وارد خیمه پیامبر می شدند و پس از بیعت و تبریک در خیمه حضرت علی(ع) حضور می یافتند و با آن حضرت نیز بیعت می کردند و مبارک باد می گفتند. زنان نیز با قراردادن ظرف آبی که پرده ای در وسط آن بود بیعت می کردند، به این صورت که امیرمؤمنان(ع) دست مبارک را در یک سوی پرده داخل آب قرار می دادند و در سوی دیگر زنان دست خویش را در آن ظرف می نمودند. در طول سه روز توقف در غدیر پس از ایراد خطابه، چند رویداد به عنوان تأکید و به نشانه اهمیت غدیر به وقوع پیوست از جمله پیامبر عمامه خود را که «سحاب» نام داشت بعنوان افتخار بر سر مبارک امیرمؤمنان (ع) قرار دادند حسان بن ثابت با کسب اجازه از پیشگاه پیامبر، اوّلین شعر را درباره غدیر سرود. جبرئیل در شمایل انسانی ظاهر گردید و خطاب به مردم فرمود: پیامبر بر علی(ع) پیمانی گرفت که جز کافر به خدا و رسولش کسی آن را بر هم نمی زند. مردی از منافقین چنین نجوا کرد: خدایا اگر آنچه محمّد می گوید از سوی توست سنگی از آسمان بر ما ببار یا عذابی دردناک برما بفرست. در همین لحظات سنگی بر سرش فرود آمد و او را هلاک نمود و این معجزه غدیر تأیید الهی را بر همگان روشن کرد. پس از سه روز مراسم پرشور غدیر پایان یافت و آن روزها بعنوان «ایّام الولایه» در صفحات تاریخ نقش بست و خبر واقعه مذکور در همه شهرها انتشار یافت و بدین گونه خداوند حجتش را بر مردم تمام کرد.(11)

حقیقتی استوار و ماندگار
حدیث غدیر از جهت سلسله راویان بسیار استوار است زیرا یکصد و ده نفر از اصحاب رسول اکرم(ص) که در این برنامه حاضر بوده اند، روایت مزبور را بدون هیچ واسطه ای از پیامبر نقل کرده اند، هشتاد و چهار نفر از تابعین نیز به نقل آن اقدام نموده اند، دانشوران، مورخان و مفسّران از اهل تسنن نیز حدیث غدیر را با مدارک متعدد و معتبر در کتاب های خود آورده اند که نام سیصد و پنجاه نفر از آنها را علامه عبدالحسین امینی در کتاب گران سنگ «الغدیر» آورده است بسیاری از مشاهیر علمای مسلمان در این باره کتابی مستقل نگاشته اند که نام بیست و شش نفر از آنان با مشخصات آثارشان در کتاب الغدیر آمده است. فرهنگ نویسان نیز وقتی به واژه غدیر یا مولی رسیده اند، این رویداد را باز گفته اند بنابراین کوچکترین تردید و کمترین شکی در سند این حدیث وجود ندارد به علاوه رسول اکرم و امامان بزرگوار روز هیجدهم ذیحجه را یکی از اعیاد رسمی مسلمانان اعلام فرمودند تا مسأله غدیر هر ساله بازگو و یاد شود و به دست فراموشی سپرده نگردد. محمد عبدالغنی الحسن دانشمند اهل قاهره می گوید پیشآمد غدیرخم از حقایق ثابتی است که جدل در آن راه ندارد. حدیث آن از روایاتی است که شیعه و سنی بر آن اجماع دارد، حضرت فاطمه زهرا(س)، امام حسن(ع) و امام حسین(ع) و نیز عبدالله بن جعفر بر این حدیث احتجاج کرده اند. حدیث مذکور از لحاظ درستی، تواتر و نیرومندی سند به درجه ای است که نیازی به اثبات یا تأیید ندارد.(12)

عبدالفتاح عبدالمقصود نیز نوشته است: حدیث غدیر حقیقتی است که دستخوش باطل نمی گردد تابنده و روشن است. پرتوی از وحی است که بر قلب رسول اکرم(ص) درخشیده است تا بوسیله آن حامی و دوست مخلص خود را در میان امّت و اصفیای برگزیده خود استوار کند. این حدیث حجتی نقلی است بر مقام و پایگاه امام و نیز نمایاندن حق پایمال شده اش. هر کس بخواهد ظالمانه و یا جاهلانه آن را به دروغ مخدوش کند باید ثابت کند که در میان صحابه ابرار آیا می توان فردی را یافت که به هنگام بر شمردن فضیلت ها، مزیت ها و ارزش ها، بر فرزند ابوطالب سبقت جوید.(13)

سکوت حیرت انگیز تعدادی از مورّخان مشهور اسلام همچون طبری، ابن هشام، عزالدین ابن اثیر و... درباره واقعه غدیر خم سبب شده است که مورخان بعد از آنان نیز غالباً یا واقعه را به سکوت بگذرانند یا در رویداد آن شک کنند البته این پندار که سکوت تمام این مورخان مشهور از باب تقیه یا به پاس احترام افرادی یا مراعات احوال زمان بوده است با خرد و منطق، مطابقت ندارد چرا که بسیاری از محدثین معروف خبر آن را به طرق و اسناد گوناگون نقل کرده اند بدون آن که تمایل شیعی داشته باشند، نه فقط مورخی مثل یعقوبی که از شیعیان است آن را ذکر می نماید بلکه بلاذری در انساب الاشراف، ابن قتیبه در المعارف و حتی احمد حنبل در مسند و مناقب خویش به نقل آن پرداخته اند. ابن ماجه، ترمذی و نسایی و تعداد دیگری از مورخان و محدثان معروف نیز به درج آن روی آورده اند. چنانچه در اشعار بعضی شاعران این اشارت ها آشکار و روشن قابل مشاهده است. البته کسانی چون ابن عساکر و ابن کثیر وجود این خبر را به هیچ وجه مستندی برای شیعیان تلقی نکرده اند. ابن کثیر گویا می خواهد وانمود کند که تعریف پیامبر در حق علی(ع) در واقعه غدیر ظاهراً بیشتر برای اسکات کسانی بوده است که از سخت گیری های امیرمؤمنان(ع) در امر صدقات یمن ناراضی بوده اند امّا در پذیرش این ادّعا جای تأمّل زیادی وجود دارد زیرا بر اساس آنچه ابن هشام و دیگران گفته اند پیغمبر در مکّه و قبل از حرکت به مدینه جواب ناراضیان مذکور را داده بود.(14)

 ضیاءالدین مقبلی متوفی به سال 1108 هجری می گوید اگر حدیث غدیر مسلّم نباشد هیچ امر مسلّمی در اسلام وجود ندارد.(15) حقایق تلخی وجود دارد که باید نسل حاضر بداند، نبی اکرم(ص) نسبت به وصایت و ولایت علی بن ابی طالب(ع) با منتهای صراحت وصیت کرد ولی عدّه ای آن را پشت گوش انداختند و اگر به فرمان مؤسس بزرگ اسلام گردن نهاده بودند، سرنوشت جهان اسلام جز آن بود که شد و مسلمین هرگز گرفتار تفرقه و اختلاف نمی شدند و اتحاد و یگانگی، آنان را از بلاهایی که به ایشان رسید حفظ می کرد.

آری جوینده حقایق باید نکاتی را بداند، احساسات را به یکسو افکند، از خطاهای گذشته پند گیرد. به راستی اگر پیشینیان برگرد غدیر حصاری نکشیده بودند و در طول اعصار راهش را نبسته بودند اکنون فَیَضان آن سراسر گیتی را گرفته و جهانیان را از چشمه پربهره خود سیراب ساخته بود غدیر واقعه ای نیست که صرفاً جنبه تاریخی داشته باشد و هر انسانی مکلّف است حق را در این زمینه بشناسدو به آن معتقد باشد. مضمون و مقصود این رویداد در هر لحظه از حیات جامعه اسلامی مصداق و مورد دارد و جوهر اصلی آن تعیین شکل صحیح رهبری است و مؤمن بودن به امامت پیشوای عادل و بیعت نمودن با رهبری عادل، مؤمن و پرهیزکار. از این رو حماسه غدیر چون مشعلی جاویدان در ذهن ها و زمان ها و اعصار تابندگی دارد.

عیدی جاویدان خجسته

فرّخا عید دلپذیر غدیر     که جوان شد ازو زمانه پیر
پیر گیتی، جوانی از سر یافت     از فرّ عید دلپذیر غدیر(16)

رسول اکرم(ص) فرموده اند: برترین عید مسلمانان، عید غدیر است و امام صادق(ع) می فرمایند: روز غدیر خم برترین عیدهای امت من است و آن روزی است که خداوند در آن روز دین را کامل کرد.(17) فیّاض بن محمد بن عمر طوسی می گوید در روز غدیر دیدم که امام رضا(ع) جمعی از دوستان را برای صرف غذا به حضور پذیرفته بود، در آن روز با امکانات تازه ای غیر از آنچه در دیگر روزها در خانه امام بکار می رفت، میهمانان پذیرایی شدند و امام همواره فضیلت و عظمت آن روز و سابقه دیرینش را در تاریخ اسلام شرح می داد.(18)

از نخستین سال پیدایش غدیر، مسلمانان بر حسب توصیه رسول اکرم و ائمه هدی این روز را عید می گرفتند و جشن ها برپا کرده و با شادمانی فرا رسیدن سالروز آن را به یکدیگر تبریک می گفته اند، به دیدن علما و سادات می رفته اند. به دعا و زیارت، کارهای نیک و استمالت از مستمندان، دستگیری افراد ناتوان و اطعام بینوایان می پرداخته اند و بر خویشتن و خانواده شان وسعت بیشتری داده و جامه های نو برتن می کرده اند. در خلال زمان های گذشته و سپری شدن قرن ها و ادوار تاریخی هر سال این عید خجسته ماجرای جاویدان خود را با طراوتی افزون تر جلوه گر می سازد و توجه جهانیان را به واقعه ای بسیار مهم و سرنوشت ساز که در خود گنجانیده است، جلب می کند و بدین وسیله این یادگار ارزشمند اسلام و وصیت رسول اکرم(ص) در مورد خلافت و وصایت علی بن ابی طالب(ع) از دستبرد نسیان مصون مانده و غبار گذشت زمان از سیمایش سترده می گردد.

این عید صرفاً به شیعیان اختصاص ندارد و شواهد تاریخی نشان می دهد دیگر مسلمانان در برگزاری آن اهتمام می ورزیده اند. ابوریحان بیرونی دانشور مشهور ایرانی مربوط به قرن پنجم هجری، در اثر معروف خود، غدیر را از عیدهایی بر شمرده است که همه مسلمین برپا می داشته اند و آن را جشن گرفته اند.(19) ابن طلحه شافعی می گوید: غدیر عید است و یادگاری تاریخی زیرا روزی است که پیامبر آشکارا و صریح علی(ع) را به مقام ارجمند امامت و رهبری بعد از خود، برگزید و با آن موقعیت رفیع، او را بر دیگر مسلمانان فضیلت بخشید.(20)

دانشمندان معروفی از اهل سنت در آثار خود غدیر را عید نامیده اند و تأیید کرده اند این عید به دست بانی عالیقدر اسلام پایه گذاری شده و اختصاص به شیعیان ندارد. در آثار ادبی و اشعار شعرای عرب نیز تشبیهات زیبایی به شب های جشن عید غدیر دیده می شود.(21) محقق برجسته لبنانی و عالم اهل سنت عبد اللّه علایلی چنین گفته است: عید غدیر جزء اسلام است. هر کس آن را منکر شود، اسلام را انکار کرده است.(22) سید بن طاووس در کتاب الاقبال خود نقل کرده است در این روز چون مؤمنی را ملاقات کنی مستحب است تبریک گفته و بگوئید: الحمد للّه الّذی جعلنا من المتمسکین بولایة امیرالمؤمنین و الائمة علیهم السلام.

نویسنده : غلامرضا گلی زواره

پی نوشت ها:
1. کتاب غم ها و شادی ها، ص 35 ـ 34.
2. این روایت را حاکم در مستدرک به سند خود از ابواسحاق نقل کرده است.
3. حافظ ابونعیم اصفهانی متوفی به سال 430 هجری این حدیث را در کتاب حلیة الاولیاء آورده است.
4. درباره چگونگی برگزاری این مراسم توسط رسول اکرم(ص) بنگرید به فضائل الصحابه، احمد بن شعیب نسایی، مسند احمد بن حنبل، ج 1، ص 118 و 119؛ ج 4، ص 281 و 368؛ ج 5، ص 370، سنن ابن ماجه، محمد بن یزید قزوینی، تحقیق محمد فؤاد عبدالباقی، ج 1، ص 43 مستدرک الحاکم، حاکم نیشابوری، ج 3، ص 109 و 371؛ مجمع الزوائد، نورالدین میثمی، ج 7، ص 17 ؛ ج 6، ص 108 ـ 104 ؛ ج 9، ص 164؛ المعیار و الموازنه ابی جعفر اسکافی، تحقیق شیخ محمد باقر محمودی، ص 214 ـ 212 المصنف، ابن ابی شیبة الکوفی، تحقیق سعید محمد اللحام، ج 7، ص 499 و 503.
5. الاحتجاج، ج 1، ص 67 ؛ طبقات، ابن سعد، ج 3، ص 225.
6. الاحتجاج، ج 1، ص 67 ـ 66.
7. سوره مائده(پنجمین سوره قرآن)، آیه 67.
8. تاریخ طبری، ج 2، ص 216 ؛ کامل ابن اثیر، ج 2، ص 210.
9. متن کامل این خطبه در کتاب احتجاج طبرسی آمده است.
32. سوره مائده، آیه 3.
10. نک: بحارالانوار، ج 21، ح 37؛ الغدیر، علامه امینی، ج 1، عوالم العلوم، ج 15 و نیز بنگرید به احتجاج طبرسی، ج 1، ص 71، المنار، رشید رضا، ج 6، ص 264، سیره حلبی، ج 3، ص 302.
11. حماسه غدیر، نگارش و گردآوری، محمد رضا حکیمی، ص 360.
12. همان، ص 373.
13. سیره ابن هشام، ج 4،ص 275.
14. الغدیر، ج 1، فصل الکلمات حول سند الحدیث .
15. دیوان طرب شیرازی، ص 213.
16. حماسه غدیر، ص 38.
17. الغدیر، ج 1، ص 287.
18. آثار الباقیه، ص 395.
19. الغدیر، ج 1، ص 267.
20. همان، ج 1، ص 269.
20. الشیعه و التشیع، محمد جواد مغنیه، ص 288.



نوع مطلب : غدیر، 
برچسب ها : غدیر، غدیر خم، پیامبر، خدا، امت، امام، نبی،




نظرسنجی
به نظر شما كدامیك از اقدامات امام علی (ع) در اجرای عدالت اقتصادی نقش مهم تری داشت:








امکانات وبلاگ


این نوا را در وبلاگ خود پخش کنید:

حمایت