تبلیغات
مــاه ولــاء - عید ولایت در قرآن
صفحه نخست    l    تماس با مدیر    l    نسخه موبایل    RSS    l   
درباره وبلاگ



آبی تر از آسمان بود و پاک تر از باران .دستش را به آسمان می برد و ستاره ها را در سفره خالی ما می نشاند . بهار را به تساوی تقسیم می کرد و سهم خود را به آنکه محتاج تر بود می بخشید.کبوتر از دست او دانه می چید و ماه از روی او روشنی می گرفت . نخل تنهایی اش را می شناخت . چاه زمزمه اش را می شنید و غدیر آن آبگیر زخمی حیران بردباری اش بود .غم و غریبی و غربت ، اشک و آه او را همدم می شدند و از کوفه تا کربلا عشق بود که می کاشتند . نماز به تلاوت او می بالید و او به تلاوت نماز . اخمهایش را باز می کرد و آدم شعر بهشت را می سرود . او ساده بود به رنگ صبح و مرد بود به رنگ خدا. آری او علی ، ماه ولاء بود .

کودکانه ی غدیر
معرفی کتاب

هدف اصلی کتاب ، شناخت قرآن با غدیر و غدیر با قرآن است . نویسنده کوشیده است که در 1500 صفحه و در سه مجلد، این شناخت دوسویه قرآن و غدیر را در شش بخش توضیح دهد . بخش اول به آیات نازل شده در سراسر واقعه غدیر از مدینه تا مدینه اختصاص دارد که اقدامات پیامبر (ص) را از یک سو ، و اقدامات منافقین را از سوی دیگر در بر می گیرد ...

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
جمعه 25 مهر 1393 :: نویسنده : مستور
برترین نعمت معنوی
در سراسر جهان هستی همه ی نعمت های مادی و معنوی از سوی خدای سبحان:«وما بکم من نعمـةٍ فمن الله»1؛ نعمت هایی که انسان های عادی هرگز توان شمارش آن را ندارند:«وإن تعدّوا نعمـة الله لاتُحصوها».2

خدای سبحان در قرآن کریم گاهی از نعمت های مادی و روزی های ظاهری، مانند آسمان، زمین،آفتاب و ماه یاد می کند وگاهی از نعمت های معنوی و باطنی؛ چنان که به عیسای مسیح می فرماید: به یاد نعمت هایی باش که به تو و مادرت مریم دادم، آن گاه که تو را به روح القدس تأیید کردم که درگهواره و نیز در میانسالی با مردم سخن گفتی و آن گاه که تو را کتاب و حکمت و تورات و انجیل آموختم و آنگاه که به اذن من از گِل به شکل پرنده می ساختی، پس در آن می دمیدی و به اذن من پرنده ای می شد و کور مادر زاد و پیس را به اذن من شفا می دادی و آنگاه که مردگان را به اذن من(زنده از قبر) بیرونی می آوردی:«إذ قال الله یا عیسی ابن مریم اذکر نعمتی علیک و علی والدتک إذ أیّدتک بروح القدس تکلّم الناس فی المهد و کهلاً وإذ علّمتک الکتاب و الحکمـة و التوریـة والإنجیل وإذ تخلق من الطین کهیئـة الطیر بإذنی فتنفخ فیها فتکون طیراً بإذنی و تبریء الأکمه والأبرص بإذنی وإذ تخرج الموتی بإذنی»3

درباره ی بنی اسرائیل نیز نعمت هایی محدود را یادآوری کرده، می فرماید: به یاد نعمت هایی باشید که به شما دادم:« یا بنی إسرائیل اذکروا نعمتی التی أنعمت علیکم»4 نعمت های معنوی  مراتب ودرجاتی دارد و در میان آن ها برترین نعمت رسالت و امامت است. از این رو در قرآن کریم از هر دو نعمت به«منّت» (نعمت سنگین و توان فرسایی که حمل و هضم آن دشوار باشد، نه منّت زبانی) تعبیر می کند؛درباره ی رسالت و بعثت پیامبران می فرماید:«لقد منّ الله علی المؤمنین إذ بعث فیهم رسولاً من أنفسهم»5 و درباره ی امامت نیز می فرماید:« و نرید أن نمنّ علی الذین استُضعفوا فی الأرض و نجعلهم أئمّـةً و نجعلهم الوارثین»6؛زیرا پیامبر و امام  تأمین کنندگان سعادت ابدی انسان هستند.

فرشتگان با همه قداست و شرافتی که دارند، تنها می توانند واسطه ی فیض باشند، ولی نمی توانند هدایت و رهبری مستقیم جامعه ی بشری را بر عهده بگیرند. موجود کامل و جامعی که می تواند فیض الهی را معصومانه از خدا دریافت کند و معصومانه به جوامع بشری ابلاغ کند و خود نیز معصومانه به آن عمل کند، انسان کامل مانند پیامبر و امام است. از این رو خدای سبحان در قرآن کریم بر نبوّت و امامت که جامع آن دو «ولایت» است تکیه کرد و آن را مورد امتنان قرار داد، در حالی که درباره ی آفرینش آسمان ها و زمین و بهشت و قیامت به«منّت» یاد نکرد؛ زیراآسمان ها و زمین گر چه بزرگ است، لیکن در برابر نعمت سنگین و توانفرسای7 رسالت و امامت کوچک است.

درباره ی رسالت و امامت نیز در قرآن کریم تنها درباره جریان غدیر خم و ولایت امیرمؤمنان(علیه السّلام) تعبیر منحصر به فرد« اتمام نعمت» آمده است:«الیوم أکملت لکم دینکم و أتممت علیکم نعمتی» 8 سخن از «أنعمت علیکم» نیست، بلکه خداوند می فرماید:«أتممت علیکم نعمتی»؛ «نعمتم را بر شما تمام کردم»؛ یعنی همان طور که نبوت و رسالت پیامبر اکرم(صلّی الله علیه و آله) کاملترین نبوّت و رسالت است و پس از آن نبوّتی نیست، ولایت و امامت علی و اولاد علی(علیه السّلام) نیز کاملترین ولایت وامامت است و پس از آن امامتی نیست.

از منظر قرآن کریم در غدیر خم که عید بزرگ ولایت است، نعمت های معنوی الهی به برترین حدّ و بالاترین نصاب خود رسید و چون نعمتی برتر از ولایت علی و اولاد علی(علیه السّلام) نیست، عید غدیر برترین اعیاد امّت اسلامی است و اعتقاد به ولایت تکوینی و تشریعی امامان معصوم(علیه السّلام) و باور داشتن و ساطت و شفاعت و وسیله بودن آنان از مهمترین برکاتی است که نصیب امّت اسلامی شده است.

امامت، تداوم رسالت

>خدای سبحان امامت را ادامه ی رسالت و همتای آن می داند. از این رو در حادثه ی جهانی غدیر خم به پیامبر اکرم(صلّی الله علیه و آله) فرمود: اگر نصب علی بن ابی طالب(علیه السّلام) را به دست خود انجام ندهی و ولایت را تبیین نکنی اصلاً به رسالت الهی عمل نکرده ای؛ یعنی رسالت منهای امامت معادل با رسالت منهای رسالت است؛ زیرا آن چه اساس رسالت را حفظ می کند همان امامت است.بهترین معرّف برای عظمت روز غدیر و حادثه ی جهانی این روز، قرآن و عترت است.چه حادثه ای در روز هجدهم ماه ذی حجه در سرزمین غدیر رخ داد که این روز را برای ابد عید کرد؟ خدای سبحان در سوره ی مائده به رسول اکرم(صلّی الله علیه و آله) می فرماید:« یا أیّها الرّسول بلّغ ما أنزل إلیک من ربّک و إن لم تفعل فما بلّغت رسالته و الله یَعصمُک من النّاس». گرچه پیامبر دارای مقام نبوت نیز هست، لیکن در این پیام آسمانی رسالت او مطرح است. از این رو با خطاب «یاایّها النبیّ» آغاز نشد. گزینش عنوان «رسالت» از یک سو، مجهول آوردن فعل«أنزل» که نشانه ی اهمیّت مطلب است از سوی دیگر و نیز انتخاب عنوان«ربّک» که نشانه ی آن است که تو عبد آن ربّی و او مولای تو است و تو باید از او اطاعت کنی، از سوی سوم، نشانه ی اهمیّت آن مطلب است.

دو عنوان رسالت و ربوبیّت که در این آیه آمده نشانه ی آن است که رسالت پیامبر و ربّوبیت خدا هر دو در آفرینش رویداد جهانی غدیر خم نقش دارد؛ یعنی خدایی که پروردگار بشر است، باید آن ها را بپروراند و پرورش بشر بدون شریعت و مجری شریعت میسور نیست و تو که رساننده ی این پیامی از این جهت که نبی هستی.9

 از این رو در این آیه ی کریمه هم«رسالت رسول» مطرح شد و هم«ربوبیت خدا». رسالت رسول اقتضا دارد که وی پیام خدا را به درستی دریافت و ابلاغ کند واگر این پیام را به جوامع انسانی ابلاغ نکرد گویا هیچ کاری نکرده است. از این رو به پیامبر اکرم(صلّی الله علیه و آله) فرمود: اگر آن چه را از سوی پروردگارت بر تو نازل شده به مردم ابلاغ نکنی رسالت خدا را ابلاغ نکرده ای:« وإن لم تفعل فما بلّغت رسالته

اگر در این آیه می فرمود:«إن لم تفعل فما بلّغته»، بدین معنا بود که اگر آن چه را نازل کرده ام تبلیغ نکردی، همان را تبلیغ نکردی و این همان اتحاد مقدم و تالی و موضوع و محمول است که در قضایا  غیر علمی و بی فایده است. هر دستوری که خدا به پیامبر می دهد اگر پیامبر به آن عمل نکند، آن دستور را عمل نکرده است.ثانیاً، نفرمود:«أن لم تفعل فما بلّغت رسالتک»، یعنی اگر آن پیام الهی را نرساندی رسالت خود را در خصوص آن امر ایفا نکرده ای؛ زیرا این جمله نیز گرچه قبح اتحاد مقدم و تالی را ندارد، لیکن قضیه ی شرطیه سودمندی نیست. این جمله ی نورانی بدین معناست که، تو رسول خدایی و رسالتت به پایان خود نزدیک می شود. اکنون اگر امامت و خلافت امیرمؤمنان، علی(علیه السّلام) را ابلاغ نکنی اصلاً آن رسالت الهی را ابلاغ نکرده ای و دیگر در صف مرسلان نخواهی بود:«وإن لم تفعل فما بلّغت رسالته».رسالت ربّ در این جمله چون مطلق است و هیچ قیدی ندارد، بدین معناست که در صورت عدم تبیین امامت و نصب امام دیگر سمعت رسالت نخواهی داشت و اصلاً به وظیفه و رسالت الهی خود عمل نکرده ای؛ زیرا امام و امامت تضمین کننده ی اصل دین است.حاصل این که، مراد این نیست که اگر رسالت نصب جانشین را نادیده گرفتی، خصوص این رسالت را نرسانده ای، بلکه مراد این است که اگر رسالتِ ولایت و خلافت علی(علیه السّلام) را ابلاغ نکردی، رسالتت را هرگز ایفا نکرده ای.

وعده ی صیانت الهی
درذیل همین آیه فرمود: خدا تو را از آسیب مردم حفظ می کند:«والله یَعصِمُک من الناس». این که خدای سبحان فرمود خدا تو را از آسیب مردم مصون نگاه می دارد، مراد چه آسیبی است؟

اوّلاً، روزی که نبیّ گرامی تنها بود و دشمنان مسلّح بودند نترسید و خدای سبحان به وی فرمود:« فقاتل فی سبیل الله لا تکلّف إلاّ نفسک و حرّض المؤمنین عسی الله أن یکفّ بأس الّذین کفروا والله أشدّ بأساً و أشدّ تنکیلاً» 10؛ یعنی تو موظّفی برای حفظ دین دفاع کنی و اگر احدی تو را در دفاع و جهاد یاری نکند تنها تو مکلّفی در صحنه حضور پیدا کنی و مجاهد نستوه باشی. مؤمنان را نیز به جهاد ترغیب کن، باشد که خداوند آسیب کسانی را که کفر ورزیده اند از آنان بازدارد و خداست که قدرتش  بیشتر و کیفرش سخت تر است.

رسول گرامی در ردیف معدود مبلّغان الهی است که از بشر هراسناک نبود تا بر اثر هراس از مردم در تبلیغ حادثه ی تاریخی غدیر تسامح کند؛ زیرا به شهادت قرآن کریم آن روزی که همه مسلّح بودند و رسول گرامی بی سلاح بود از هیچ کس هراسی نداشت.فرار از میدان جنگ که از گناهان کبیره است، از نظر فقهی برای افراد عادی حدی دارد که حدّ آن در آغاز، مقاومت یک نفر در برابر ده نفر و پس ازتخفیف، مقاومت یک رزمنده در برابر دو نفر بود،11 ولی فرار از میدان جنگ برای رسول اکرم(صلّی الله علیه و آله) حرام بود و هیچ حدّ و مرزی نداشت؛ یعنی هرگز پیغمبر مأذون نبود میدان کارزار را ترک و فرار کند، گرچه همه ی مردم روی زمین دشمن او باشند و علیه او در مصاف شرکت کنند.هم حکم فقهی رسول اکرم(صلّی الله علیه و آله) این بود که درصحنه ی جنگ حق فرار نداشت و هم سنّت و سیرت قطعی آن حضرت این بود که از احدی هراسناک نبود تا فرار کند و صحنه را ترک کند. پس آن روزی که همه مسلّح بودند و انبوه دشمن وی را احاطه کرده بود و او تنها و بی سلاح بود و تنها امیرمؤمنان(علیه السّلام) یار و یاور وی بود، از احدی نمی ترسید.

ثانیاً، در حجاز آن روز به ویژه دراواخر دوران رسالت، یعنی در حجّـة الوداع همه تسلیم شده بودند و حجاز آرام شده بود. نامه ی رسمی رسول گرامی به امپراطوری ایران و روم نیز رسیده بود.قهراً پیامبری که اصلاً از کسی نمی هراسید و آن روزی که تنها بود نیاز به حافظ نداشت و تنها به قدرت غیبی خدای حفیظ تکیه می کرد، امروز که بعد از فتح مکه فرمانده کلّ قوای حجاز است و نامه ی رسمی برای امپراطوری ایران و روم می نگارد از چه می ترسید؟ با تشریح فضای حجاز از یک سو و تحلیل فضای جهان معاصر بعد از فتح مکه از سویی دیگر، روشن شده است که پیغمبر از احدی در جنگ نظامی هراسی نداشت.

این که در بخش پایانی آیه فرمود خدا تو را از مردم حفظ می کند، معلوم می شود نگرانی پیامبر از خطر نظامی نبود به همان دو شاهدی که یاد شد. عمده خطر سیاسی و جوسازی مردم حجاز بود که مبادا بر اثر ضعف فرهنگی دچار شبهه شوند و بگویند: رسول گرامی داعیه ی رسالت در سر پروراند تا مردم را محکوم خاندان خود کرده، پسر عمو و داماد خود را جانشین خویش کند و امارت بر مردم را میراث و موروث خاندان خود گرداند. این ترس همواره هست و ترس نظامی نیست تا کسی بگوید من خوف ندارم و خون شهید مؤثّر است. اگر مردم جاهل و عوام بودند و قدرت تحلیل نداشتند، رهبر الهی نیز کاری از پیش نمی برد.

نگرانی موسای کلیم(علیه السّلام) از جهل مردم
بدترین مشکل برای رهبران الهی ضعف فرهنگی مردم است؛ موسای کلیم که از پیامبران بزرگ اولوالعزم بود کسی است که بین دریا و شمشیر نمی ترسید؛ وقتی ذات اقدس خداوند به او دستور داد به سوی دریا حرکت کن، بنی اسراییل معترضانه به اوگفتند: ای موسی! دریا در پیش رو و شمشیر فراعنه در پشت سر ماست و ما را بین دو مرگ میخکوب کرده ای.

موسی(علیه السّلام) گفت: چنین نیست! زیرا پروردگارم با من است و به زودی مرا راهنمایی خواهد کرد:«کَلاّ إنّ معی ربّی سیهدین»12. با حرف ردع«کلاّ»آنان را خاموش کرد و فرمود امواج دریا و شمشیر فراعنه در اختیار خداست.اگر خدا بگوید باز گرد، باز می گردم و پیروز می شوم و اگر بگوید به دریا برو به دریا می روم.گاهی فرمانده در میدان نبرد به سربازان خود دستور پایداری می دهد و شهادت در راه خدا را فضیلت معرفی می کند، ولی گاهی تشر می زند و می گوید:«کَلاّ»! یعنی ما در امانیم.

وقتی پیروان موسای کلیم گفتند بین دو مرگ گرفتار شدیم، کلیم خدا نفرمود صبر کنید. خدا صابران را دوست دارد و اگر شهید شدیم اجرمان با خداست. می گوید ما بین دو مرگ نجات پیدا کرده و پیروزیم. خدا فرمود: با عصای خود به دریا بزن:«أضرب بعصاک البحر»13 موسی(علیه السّلام) عصای خود را به دریا زد و دریا بستر خاکی شد و آن ها گذشتند، ولی چون فرعون و فرعونیان آمدند درکام امواج خروشان غرق شدند: «فغشیهم من الیمّ ما غشیهم» 14 موسای کلیم که بین دو مرگ به یاد خدا بود و امنیت خود را از خدا دریافت کرده بود،احساس ترس نکرد، اما وقتی ساحران فرعون چوب ها وطناب ها را درمیدان مبارزه انداختند:«سحروا أعین الناس واسترهبوهم» 15 مردم که تماشاچی میدان مسابقه بودند دیدند مارهای فراوانی در این میدان درجنب و جوش است، موسایی که عصا را اژدها می کند و خود اژدها افکن است، در این صحنه ترسید:«فأوجس فی نفسه خیفـة موسی»16

امیرالمؤمنین(علیه السّلام) در تحلیل ترس حضرت موسی می فرماید: موسای کلیم بر خود نترسید، ترس وی از این بود که جاهلان پیروز شوند و مردم را به گمراهی بکشانند. ترس موسای کلیم از این بود که ساحران با عصاها و طناب ها میدان مسابقه را میدان مار کردند. او اگر عصا را بیندازد و آن هم یک مار بشود و مردم نتوانند بین سحر ساحران و اعجاز او فرق بگذارند چه کند؟«لم یوجِس موسی(علیه السّلام)خیفـة علی نفسه، بل أشفق من غلبـة الجُهّال و دول الضلال»17.آن که نتواند بین حسر و معجزه فرق بگذارد با او چه می توان کرد؟آن صحنه جای این نبود که کسی از سر نصیحت بگوید: «سحر با معجزه پهلو نزند دل خوش دار»؛ زیرا بر اثر ضعف فکری مردم سحر با معجزه پهلو می زد و موسای کلیم از ضعف فکری مردم می ترسید.

هراس رسول گرامی نیز از این بود که مردم نتوانند تشخیص بدهند که ولایت علی بن ابی طالب(علیه السّلام) در رخداد غدیر، حکم خدا و نصب الهی است. شخصیت علی(علیه السّلام) همانند ندارد و هرگز سخن از امارت و سلطنت نیست.خدای سبحان که فرمود:«والله یعصمک من النّاس»یعنی کاری می کنم که طرز فکر مردم دگرگون شود و مردم کار تو را توطئه نپندارند و تو را متهم نکنند، چنان که به موسای کلیم بشارت داد:«لاتخف إنّک أنت الأعلی* وألق ما فی یمینک تلقف ما صنعوا أنّما صنعوا کید ساحر ولایفلح السّاحر حیث أتی»18 مترس که تو خود برتر و پیروزی و آن چه در دست داری بینداز تا هرچه را ساخته اند ببلعد. در حقیقت آن چه سر هم بندی کرده اند، افسون افسونگران است و افسونگر هر جا برود رستگار نمی شود.

مردم خواهند دید که در صحنه مسابقه اژدهایی حرکت می کند و دیگر چیزی جز چوب های خشک و طناب های بی روح و سرد نیست؛ مردم دیگر طناب و چوب می بینند،نه مار. خاصیت کار تو این است که کید و صنع ساحران را می بلعد، نه چوب و عصا و طناب را. خدای سبحان با چنین اهمیّتی حادثه غدیر را برای رسول گرامی تحلیل و تبیین کرد.


پی نوشت ها:
1.سوره نحل،آیه ی53.
2.سوره نحل، آیه ی18.
3.سوره مائده، آیه ی110.
4.سوره بقره،آیه ی47.
5.سوره ی آل عمران،آیه ی 164.
6.سوره قصص، آیه ی5. چون نبوت به خاتمیت می انجامد، در آیه اول از آن با فعل ماضی«مَنّ»یاد کرد، ولی درباره امامت که تا قیامت ادامه دارد در آیه دوم با فعل مضارع«یمنّ» که نشانه ی استمرار است، یاد می کند.
7.تحمل و هضم نبوت و امامت برای نوع انسان ها میسّر نیست. پیامبر شناسی و امام شناسی و دریافت درست پیام این برگزیدگان الهی و عمل کردن به آن بسیار دشوار است.
8.سوره ی مائده،آیه ی 3.
9.نبیّ یعنی انسانی که گزارش را از ذات اقدس خداوند دریافت می کند و رسول یعنی کسی که باید پیام الهی را به جوامع بشری برساند. چهره ی ارتباط انسان کامل با خدا«نبوّت» و چهره ی ارتباط وی با جوامع بشری«رسالت» است.
10.سوره ی نساء،آیه ی84.
11.سوره انفال، آیات65-66.
12.سوره شعراء، آیه ی 62.
13.سوره شعراء، آیه ی63.
14.سوره ی طه، آیه ی78.
15.سوره ی اعراف، آیه ی 116.
16.سوره ی طه، آیه ی67.
17.نهج البلاغه،خطبه ی4.
18.سوره ی طه،آیات68-69.



نوع مطلب : غدیر، 
برچسب ها : غدیر، رسالت، ولایت، امامت، نعمت معنوی،




نظرسنجی
به نظر شما كدامیك از اقدامات امام علی (ع) در اجرای عدالت اقتصادی نقش مهم تری داشت:








امکانات وبلاگ


این نوا را در وبلاگ خود پخش کنید:

حمایت